برچسب احسان شیبانی

دعوت 1387

چند خانواده متفاوت با بحرانی مشابه روبه‌رو می‌شوند و هرکدام از آن‌ها بنا به نگاه خاص خود واکنش‌هایی از خود بروز می‌دهند.

فیلم پیرامون مسئله سقط جنین است و پیام فیلم این است که «جنینی که به این دنیا دعوت شده نباید سقط شود» حتی اگر مادر آینده یک زن شصت ساله، یک زن بی شوهر (صیغه‌ای)، یک زن بازیگر که کارش را بیش از فرزند دوست دارد، زنی آواره در شهر با یک شوهر چاه بازکن یا زنی بریده از شوهر باشد.

یک اپیزود فیلم دربارهٔ دو دانشجو با بازی پژمان بازغی پس از فیلمبرداری حذف شده‌است که برخی دلیل حذف آن را ممیزی می‌دانند اما حاتمی کیا دلیل اصلی‌اش را طولانی شدن زمان فیلم عنوان کرده‌است.

گیرنده 1390

قرار است رئیس جمهور از شهری کوچک (جاروف) که مشخص نیست در کجای ایران قرار دارد، بازدید کند. به این علت اکثر مردم شهر شروع به نوشتن نامه برای رئیس جمهور می‌کنند و مشکلات خود را در نامه توضیح می‌دهند. داستان از جایی شروع می‌شود که هیئت دولت و مقامات پس از بازدید از شهر می‌روند و یک محموله نامه پس از رفتن رئیس جمهور و همراهانش به فرمانداری می‌رسد و چون قرار است رئیس جمهور در همان روز از طریق فرودگاه به تهران بازگردد نامه‌ها باید هر چه سریعتر به دست رئیس جمهور برسد. حاج صمد (سعید راد) راننده محلی، طی اتفاقی مأمور انجام این کار می‌شود. در این بین شخص با نفوذی بعلت اینکه منافع شخصیش با رسیدن نامه‌ها به دست رئیس جمهور در معرض خطر قرار می‌گیرد برای رسیدن نامه‌ها مانع تراشی می‌کند …

پسرکشی 1398

فیلم پسرکشی داستان زنی است که عاشق شوهر و بچه هایش است. چهار دختر دارد و از طرف شوهر و مادر شوهرش تحت فشار است که پسری به دنیا آورد. تلاش هایش برای بارداری اثری ندارد و نهایتا به تصمیم شوهرش تن می‌دهد که او همسر دیگری اختیار کند و از او صاحب پسر شود.

همسر جدید باردار می‌شود، وضع حمل می‌کند و خبر می‌آید که پسری به دنیا آمده است. دنیا بر سر زن و دختر‌ها و مادر بزرگشان خراب می‌شود. سوگلی تازه از راه رسیده هم دل شوهر را حسابی زود برده است و هم پسری به دنیا آورده است، از ابتدا هم که خود شوهر مانع دوستی میان هوو‌ها شد و بدین شکل آتش کینه شعله ور و شعله ور‌تر شد.

مادر زن با سوزنی در دست به سراغ فرزند تازه به دنیا آمده می‌رود و آن را به سر نوزاد فرو می‌کند. مرد، زنش را طلاق می‌دهد و بچه هایش را رها می‌کند. بدین شکل به حدود ۳۰ سال بعد می‌آییم و زن را با پسری جوان می‌بینیم. پسری که شغل مناسبی در اداره‌ی میراث فرهنگی دارد و با مادرش زندگی می‌کند.

با ورود دختری به زندگی پسر و پیدا شدن دو اسکلت در یکی از پروژه‌های پسر همه چیز به هم می‌خورد. دختر پا به خانه‌ی مادر و پسر می‌گذارد و دور از چشم پسر پیر زن را آزار می‌دهد تا جایی که کار پیر زن به بیمارستان می‌کشد و پسر به دنبال شکایت از دختر می‌رود و در این راه قصه‌ی واقعی زندگی خودش را نیز از خواهرش می‌شنود.

پشت دیوار سکوت 1395

یک پزشک زن از شیفت شب و کار در بیمارستان خسته شده است و از رئیسش می‌خواهد که با انتقالی او موافقت کند. رئیس او را به موسسه مردم‌نهاد یا همان ان.جی.او یی منتقل می‌کند که کارشان با مبتلایان به ایدز است؛ و به‌واسطه رابطه پزشک جوان با بیماران به لایه‌های درونی زندگی آن‌ها و داستان‌های جورواجورشان وارد می‌شویم ضمن اینکه در کنار این، درگیر زندگی خود دختر هم می‌شویم. او رابطه‌ای خیالی با پدرش دارد که در زمان جنگ به شهادت رسیده است و مادرش هم به انتخاب خودش در آسایشگاه سالمندان زندگی می‌کند.