خانه خاموش (مستند) 1401
بها و پدرش، بهرام در جادهای سرد و کوهستانی همسفر هستند، در حالی که هیچ گفتگویی میان آنها رد و بدل نمیشود. بها در سکوت و سردی جاده، در فکر انتقام است تا از رنجی بیستساله رهایی یابد.
محمدعلی وندی، ۴۳ ساله، راننده رستوران غذا در اورگان امریکا، زندگی گذشتۀ خود را پشت فرمان مرور میکند.. رفت و آمدها و سفرهای بسیار و بیحاصل خویش را به یاد میآورد.. به آدمها و فرصتهای از دست رفته نگاه میکند. و این آخرین روزیست که مملی در این کشور کار میکند.. بی آن که بداند.. پیش از آن که برای همیشه به وطنش ایران بازگردد... اما این دختر کیست؟... دختری که دارد قصه زندگی وندی را تعریف میکند؟»
«دشت خاموش» به شرایط دشوار کاری و روابط انسانی پیچیده چند خانواده میپردازد که در یک محیط کارگری زندگی میکنند.
یوسف دامپزشکی موفق و متعهد است که در یک روستا زندگی می کند. داستان فیلم حول ناپدید شدن دختر دوست یوسف، خلیل، که نامش خورشید است، می چرخد. مشخص نیست دقیقاً چه اتفاقی برای خورشید افتاده است، همه اعضای روستا دلسوزانه به دنبال او می گردند تا اینکه رازی فاش می شود.