چند روز بعد 1385
این فیلم در باره شهرزاد است که مدتی است می خواهد تصمیم مهمی بگیرد، در این زمان او می خواهد انتخاب کردن در شهری مثل تهران را تجربه کند...
این فیلم در باره شهرزاد است که مدتی است می خواهد تصمیم مهمی بگیرد، در این زمان او می خواهد انتخاب کردن در شهری مثل تهران را تجربه کند...
اپيزود اول، ماجراي خيانت دكتري 55 ساله به زنش را روايت ميكند. در اپيزود دوم، مردي حدوداً سي و چند ساله به زنش خيانت ميكند و در اپيزود سوم، دختر و پسر جواني را ميبينيم كه پسر در خلال يك اردوي دانشجويي، به دوست دخترش خيانت ميكند!
كاوه و آبان زوج جوان عاشق كه قهرمانان قصه ما را ترك كرده اند بهانه اي مي شوند تا بيژن و علي و سعيد به دنبال آنان روانه باغهاي چون بهشت كندلوس شوند و در اين سفر پر رمز و راز ما را به لايه هاي دروني عشق برسانند.
زندگي مرفه و آرام سارا و عماد، با بستري شدن عماد در بيمارستان به علت ناراحتي قلبي ـ از آرامش و سكون خارج مي شود. از يك سو دغدغه بيماري عماد و از سوي ديگر اتفاقات عجيب و غريبي كه در بيمارستان و به ويژه در خانه براي سارا مي افتد، آرامش روحي و رواني سارا را بهم مي ريزد. در اين ميان سارا حس مي كند علاوه بر موجود غريبي كه زندگي و آرامش او را دگرگون كرده، موجود ديگري در درونش در حال شكل گيري است.
ایرج، همسر مهری، بعد از حادثهای که برایش پیش میآید، فلج میشود و حتی قدرت تکلمش را هم از دست میدهد. مهری مسئولیت رفع و رجوع کارهایش را برعهده میگیرد اما وقتی میفهمد همسرش پول هنگفتی بدهکار است و او از این موضوع خبر نداشته، دچار مشکلی ظاهراً حلناشدنی میشود. او حالا باید به شکلی پول را جور کند …
سارا براي معاينه به دكتر مراجعه مي كند و متوجه مي شود كه توده اي خطرناك در رحم خود دارد و تنها راه درمانش بارداري است. از سوي ديگر فرهاد و نسيم كه دوستان سارا و همسرش هستند از هم جدا مي شوند . ايليا پسر فرهاد و نسيم است كه به دليل مشغله پدر چند روزي به استخر محل كار پيمان مي رود و پيمان متوجه مي شود كه او مشكل ريه دارد و به فرهاد هشدار مي دهد و او هم سهل انگاري مي كند .ايليا يك روز در حالي كه حواس پيمان نيست ، وارد قسمت عميق شده و آب داخل ريه هاي او مي رود و عفونت مي كند تا جايي كه به كما مي رود. اين حادثه زندگي پيمان و سارا را كه خود در چالش براي بچه دار شدن هستند را تحت تاثير قرار مي دهد و در نهايت با كشمكش هاي ميان آنها تنها قرباني اين غفلت ها و بي توجهيها، ايليا است.
دختر و پسر جواني که دوست دارند زندگي پولداري را تجربه کنند, در دنياي خيالي شان سرگرم بازي اي هستند که به خيال خودشان بي ضرر است و صرفا بهانه اي است براي سرکار گذاشتن ديگران. آنها وانمود مي کنند که زوج جوان پولداري هستند و دنبال خانه اي اعياني براي سکونت مي گردند. با راهنمايي يک بنگاهي, دو جوان وارد خانه اي اشرافي در بالاي شهر مي شوند و آنجا زن و مرد ميان سالي خانه را به آن دو نشان مي دهند. در اين ميان ناگهان شائبه اي پيش مي آيد که جاي همه را عوض مي کند دو جوان احساس مي کنند همه چيز جدي و حتي خطرناک شده است.
فیلم «مادر قلب اتمی» با میهمانی کامی آغاز میشود که قصد دارد ایران را برای همیشه به مقصد تونس ترک کند. داستان فیلم در شب توزیع یارانهها و با اتفاقاتی که به واسطه عدم امکان برداشت از کارت روی میدهد ، روایت می شود.