کلینیک رویا 1405
این مجموعه با روایتی چندلایه در بستر یک زایشگاه، قصههایی انسانی را در گذر چند دهه به تصویر میکشد؛ فضایی که در آن زندگی شخصیتها با تحولات اجتماعی و پیشرفتهای علمی گره میخورد و تجربهای متفاوت از یک درام خانوادگی ارائه میشود.
این مجموعه با روایتی چندلایه در بستر یک زایشگاه، قصههایی انسانی را در گذر چند دهه به تصویر میکشد؛ فضایی که در آن زندگی شخصیتها با تحولات اجتماعی و پیشرفتهای علمی گره میخورد و تجربهای متفاوت از یک درام خانوادگی ارائه میشود.
این سریال اقتباسی از داستان اصلی «هزار و یک شب»، مجموعهای از داستانهای عامیانه خاورمیانه است. داستان در سه زمان و مکان مختلف روایت میشود: تهران امروزی، استانبول مدرن و دنیایی عرفانی و باستانی به نام «دنیای دیگر»، قلمرویی موازی که عمیقاً با زمان حال در هم تنیده شده است. این دنیاها به شیوههای غیرمنتظره و مرموزی بر یکدیگر تأثیر میگذارند. داستان در تهران آغاز میشود، جایی که رشتهای از ناپدید شدنها شهر را تکان داده است - هر مورد مربوط به زنان است.
داستان سریال «شکارگاه» در دوران قاجار روایت میشود و دربارهی یک افسر قرهسوران به نام میرعطا است که به همراه خانوادهاش برای انجام مأموریتی به یک شکارگاه نفرینشده میروند. این مأموریت، که حفاظت از یک گنجینه سلطنتی است، آنها را درگیر رازها و اتفاقاتی پیچیده و پرتنش میکند.
فیلم صد دام درباره مردی است که به دلیل شباهت با صدام حسین یکی از بدلهای صدام است و قرار میشود در تهران عملیاتی را اجرا کند…
به دنبال درگذشت پدر خانواده در جریان برگزاری عروسی که چندبار بهم خورده است، خانواده او قصد پنهان کردن این خبر را دارند.
سرکوب داستان یک روز از یک خانواده میباشد. مادر خانواده (رؤیا افشار) به دلیل مشکل آلزایمر تحت مراقبت توسط یک پرستار (باران کوثری) میباشد. پدر خانواده همواره به آزار اذیت جسمی و روحی مادر و سه دختر میپرداخته و مدتی است که از خانه رفتهاست. دختر بزرگتر (الهام کردا) یک فرزند مبتلا به اوتیسم دارد. دختر وسط (سارا بهرامی مدتی است با یک مرد دوست شدهاست که بعد از چند هفته متوجه میشود که این مرد همانند پدرش به آزار و اذیت جسمی و روحی وی میپردازد. دختر کوچکتر (پردیس احمدیه) یک دختر دانشجو میباشد که کودکی پرتنشی را به همراه پدرش گذراندهاست. در فیلم شاهد شنیدن خبر مرگ پدر خانواده میباشیم اما هیچیک از اعضای خانواده حاضر به رفتن برای شناسایی جسد نمیباشند.
فرید (امین حیایی) کلکسیونی از چیزهایی است که در چهل یا پنجاهسالگی نباید بود. اعتیاد داشته (باز خوب است که حالا ترک کرده!)، زنش ولش کرده، بیکار است، بیپول است، نمیتواند از پسرش نگهداری کند، در خانواده احترامی ندارد و از همه بدتر همه اینها را میداند و از درون هم ویران است.
در جشن نامزدي اسما، ياسر خاطرخواه قديمي او از برادرش ميخواهد جشن آنان را به هم بريزد. پدر اسما و برادران او ميکوشند جلوي برادر ياسر را بگيرند، اما در درگيري يکي از برادران، با چاقو برادر ياسر را به قتل ميرساند. حالا خانواده با بحران جديد رو به فروپاشي مي رود.