خودخواسته 1399
سریال «خودخواسته» قصه ای کمدی – معمایی را در دهه 1320 کشور روایت می کند ، این روایت از دل تاریخ برخاسته و تا دهه 1390 کشیده خواهد شد. چیزی که مخاطب در این مجموعه با آن روبروست ، روایت جوانی است که داستانی را از 70 سال پیش تعریف می کند
سریال «خودخواسته» قصه ای کمدی – معمایی را در دهه 1320 کشور روایت می کند ، این روایت از دل تاریخ برخاسته و تا دهه 1390 کشیده خواهد شد. چیزی که مخاطب در این مجموعه با آن روبروست ، روایت جوانی است که داستانی را از 70 سال پیش تعریف می کند
سریال وقت صبح ماجرای یک روحانی جوان با بازی کاوه خداشناس را روایت میکند که در دوره ای از زندگی با انتخابی مواجه میشود که او را با چالشهایی روبرو میکند.
شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامهنگار عاشق هم هستند و میخواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق میافتد. پدران این دو از افراد گوشبهفرمان شخصی متنفذ به نام بزرگآقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامهنگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار میکشد، اما بزرگآقا او را نجات میدهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشتزدگیاش کم شده تصمیم میگیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحالاند بهجز پدر شهرزاد (محمود پاکنیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگآقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کردهاست. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، بهخاطر پدر قدرتمندش بزرگآقا که عمویش میشود سکوت میکند و مجبور میشود بسوزد و بسازد.
قباد و شیرین بچهدار نمیشوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچهدار نمیشود با هم دعوا میکنند. بزرگآقا که دیگر از آنها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم میگیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.
داستان فیلم از دههٔ ۱۳۵۰ آغاز میشود و داستان یک ساواکی به نام اسماعیل یارجانلو (رضا عطاران) است که درگیر ماجراهایی میشود. او که کارمند ساواک است با خرید بلیت بختآزمایی برندهٔ اعانهٔ ملی میشود. او با پولی که بُرده، ۵۰۰۰ متر زمین در عباسآباد میخرد و بر اثر سقوط شاه و انقلابِ ۱۳۵۷ مجبور به خروج از کشور میشود و وکالت زمین را به دوستش جلال خاوندی (بابک حمیدیان) میدهد و….
دریا (لادن مستوفی) دختری جوان و بیست و چند ساله در شب ازدواجش با کوبیدن سرش به آینه، سر و لباسش را خونین می کند و پیامد آن به هم خوردن مراسم ازدواج است.
شیرین مجد (آزیتا حاجیان) مادر او برای مداوای ناراحتی ها و آشفتگی روحی و روانی دختر جوانش به سراغ دکتر روان شناسی به نام بهروز عطار (رضا کیانیان) می رود. عطار برای معالجه دختر از روش های خودش استفاده می کند.
از سویی دیگر آشنایی بهروز عطار و شیرین مجد ریشه در دوران جوانی آنها دارد. عطار دلباخته شیرین بوده، اما شیرین به واسطه وضع بد اقتصادی دکتر از ازدواج با او صرف نظر کرده و به ازدواج با دیگری روی آورده که نتیجه اش ناموفق بوده و به طلاق ختم شده است. دریا هم ثمره این ازدواج است.حالا او بعد از سال ها در ازدواج مجددش با مرد ثروتمند و جوان تری از او یعنی شاه مرادی (جواد یحیوی) دوباره به بن بست برخورده.
عطار طی معالجه دریا پی می برد که یکی از دلایل به هم ریختگی روانی دریا نظر نامساعد پدرخوانده اش شاه مرادی به اوست و مرد پنهانی از همسرش به دریا ابراز علاقه می کند، اما عطار معالجات خود را ادامه می دهد، درمان دریا و ایجاد اعتماد به نفس در او همزمان است با ایجاد عشق و علاقه دریا نسبت به دکتر معالجش. دکتر هم که زندگی تلخ، سرد و ناامیدکننده ای را سپری کرده پس از تردیدهایش به عشق دریا جواب می دهد.