فراری 1402
سریال «فراری» داستان زندگی نوجوانی تا بزرگ سالی یک شهید مدافع حرم از سال 1376 تا 1385 را روایت میکند.
سریال «فراری» داستان زندگی نوجوانی تا بزرگ سالی یک شهید مدافع حرم از سال 1376 تا 1385 را روایت میکند.
«همه افتادگان» ساختاری اپیزودیك دارد و شامل سه اپیزود است. داستان قصه سه زوج از سه نسل مختلف را روایت میكند كه هركدام از زوجها وارد هتلی میشوند و ماجراهایی برایشان روی میدهد كه به یكدیگر مرتبط است.
داستان این سریال درباره خانواده ای است که پدربزرگ آن فوت می کند و قصد فروش خانه را دارند اما درنهایت تصمیم می گیرند خانه را نگه دارند و کار فرهنگی کنند.
پیرمردی راهی زیارت خانه خداست و برای کسب حلالیت از مردم روستای محل زندگی اش سفر کوتاهی را آغاز می کند ؛ اما بر خلاف انتظار در موقعیتی قرار می گیرد که خود او باید کسی را حلال کند. او در پذیرش این مهم سرسختی می کند و ...
داستان فیلم به دام افتاده درباره شخصي به نام برات را روايت مي كند كه كليد ساز ماهري است. او به پيشنهاد فردي كلاهبردار تصميم به باز كردن گاو صندوقي مي گيرد اما غافل از اينكه دوربين هاي مدار بسته تصوير او را ضبط كرده اند. او دستگير شده و راهي زندان مي شود تا اينكه در زندان...
ناهيد زن تنها و مطلقهاي است كه با فرزند خود در خانهاي اجارهاي زندگي ميكند و بدليل نداشتن تمكن مالي كرايه خانهاش عقب افتاده و صاحب خانه مدام براي تخليه خانه به او فشار ميآورد. ناهيد با مسعود، ارتباط عاطفي و پنهاني دارد و قرار است با او ازدواج كند، اما از آنجا كه بصورت توافقي جدا شده است، بابت گرفتن فرزندش توسط پدر در اين تصميم مردد است، اما در نهايت مسعود او را مجاب ميكند كه ازدواج موقت كنند تا همسر سابق ناهيد متوجه نشود و او هم با گرفتن وكيل حضانت فرزندش را از پدر خواهد گرفت. در نهايت ناهيد جواب مثبت مي دهد و مراسم برگزار ميشود. پسر بعد از ديدن خروج مسعود از خانه آنها از خانه فرار مي كند و پيش پدرش مي رود.
علي 14 ساله در پرورشگاهي در تهران زندگي مي كند. او بر اثر حادثه اي متوجه مي شود پدرش زنده است، اما به دليل قتل دايي اش در زندان بسر مي برد. علي پس از مراجعه به زندان از آزادي پدر آگاه مي گردد. او كه ديگر مايل به بازگشت به پرورشگاه نيست، به دنبال زندگي جديد خود است و به هر طريقي آدرس پدر را مي يابد، اما او با ازدواجي كه كرده مايل نيست از علي نگهداري كند. به ناچار علي به دنبال مادر رفته تا شايد كمبود محبت هاي خود را جبران كند، اما دايي علي از آمدنش خوشحال نيست و او را از خود مي راند. در نهايت زماني كه علي در اوج نااميدي است، پدر به سراغش مي آيد.