زندگی در اعماق فنجان قهوه 1389
این فیلم درباره وصیت نامه فردی است که تازه از از دنیا رفته است. در این وصیت نامه تاکید شده لیلا به سرعت ازدواج کند. در نتیجه او متوسل به راه های مختلف از جمله استفاده از متخصص فال قهوه می شود و ...
این فیلم درباره وصیت نامه فردی است که تازه از از دنیا رفته است. در این وصیت نامه تاکید شده لیلا به سرعت ازدواج کند. در نتیجه او متوسل به راه های مختلف از جمله استفاده از متخصص فال قهوه می شود و ...
«ننه آقا»، پیرزن مهربان و دوستداشتنی است که محبوبیت زیادی در بین اهالی روستا دارد و مدتی میشود که از «یحیی»، تنها پسر مرزبان خود، خبری ندارد. در این شرایط، همرزم یحیی خبر میآورد که او شهید شده و پیکرش در دست اشرار مانده است. اهالی میکوشند مانع رسیدن این خبر به ننهآقا شوند، زیرا معتقدند پیرزن که در جوانی شوهر خود را در دفاع مقدس از دست داده است، توان تحمل این غم را ندارد اما قصه، مسیر جدیدی پیدا میکند.
در روز چهارشنبه سوری سه دوست به نامهای رامین (صابر ابر)، فرید (اشکان حسن پور) و جواد (شهروز دل افکار) بعد از ربودن اسلحهٔ یک مأمور زخمی، دست به سرقت از نوری (نوید محمدزاده)، همکلاسی دوران کودکی رامین که به فردی پولدار و مرموز تبدیل شدهاست میزنند، اما اتفاق بسیار عجیبی در آنجا رخ میدهد که نشان از قدرت خارقالعاده صاحبخانه (نوری) دارد…
نادر سهرابی، (مهدی هاشمی) پیشکسوت فوتبال است که مدتی روی کامیون باربری کار میکند و اتفاقی با سه دانشجو: صابر (بهنام شرفی)، وحید (علی عامل هاشمی) و اشکان (هادی مرتضی زاده) که صاحبخانه به دلیل مشکلاتی اثاثیهشان را به خیابان ریختهاست، آشنا شده که این آشنایی زمینهساز اتفاقات مختلفی در روند داستان میشود.
این سریال درباره روستایی در گیلان است که یک معدن مهم دارد و فردی در زمستان 1357 به آنجا میرود و وقایعی اتفاق میافتد. دختر اصلی این سریال نامش " میجان " است که با نامادریاش در روستایی در گیلان زندگی میکند. روزی جوانی زخمی و بدحال پیدا را میکند و میجان و نامادریاش طایه تصمیم میگیرند جوان زخمی را در کلبهای که کسی از وجود آن خبر ندارد مخفی کنند و بعد معلوم میشود آن جوان یک فرد فعال سیاسی است و ماموران ساواک شاهنشاه به دنبال او هستند و اتفاقاتی پیرامون آن فرد اتفاق میافتد.