روشن 1399
روشن، مرد میانسال عشق بازیگری، نمیتواند خانه ثبتنامیاش را بگیرد و در آستانه فروپاشی همهچیز، تصمیم میگیرد نقشش را بازی کند.
روشن، مرد میانسال عشق بازیگری، نمیتواند خانه ثبتنامیاش را بگیرد و در آستانه فروپاشی همهچیز، تصمیم میگیرد نقشش را بازی کند.
لیلی از طریق کتابی مرموز در مییابد که او و خانوادهاش تاکنون در زمان و مکانهای بسیاری زیستهاند و اکنون «نوبت لیلی» است تا با رمزگشایی از کتاب و یافتن تابلوی ارزشمند نیاکانش دست به انتخابی بزند که به تمام این زندگیهای زیسته معنا بدهد و ...
احمد خسروی، در گیر و دار زندگی شخصی پرمسالهاش، مسئول رسیدگی به پروندهای رازآلود میشود. پروندهای که روند کشف آن با شکها و نگرانیهای احمد در میآمیزد و زندگیاش را تحت تاثیر قرار میدهد…
در روز چهارشنبه سوری سه دوست به نامهای رامین (صابر ابر)، فرید (اشکان حسن پور) و جواد (شهروز دل افکار) بعد از ربودن اسلحهٔ یک مأمور زخمی، دست به سرقت از نوری (نوید محمدزاده)، همکلاسی دوران کودکی رامین که به فردی پولدار و مرموز تبدیل شدهاست میزنند، اما اتفاق بسیار عجیبی در آنجا رخ میدهد که نشان از قدرت خارقالعاده صاحبخانه (نوری) دارد…
در 21 تيرماه 1367، حمله وسيعي سراسر جبهه جنوب را درگير مي کند، يکي از نقاط حساسي که دشمن قصد عبور از آن و رسيدن به شهرها و جاده هاي کليدي ايران را دارد تنگه ابوغريب است، تنگه اي که نام و خاطره اش در ميانه تاريخ رسمي روزهاي پاياني جنگ گم شده ... تنگه اي که محل مقاومت افراد گردان عمار بود ... .
فیلم داستان زندگی زن و شوهری است به نام فرهاد و هاله (با بازی ساعد سهیلی و ساره بیات) که به همراه فرزند خردسالشان (امیر) به تازگی به یکی از شهرکهای تازه تأسیس اطراف تهران نقل مکان کردهاند و به واسطه زندگی در این محله روال زندگیشان دستخوش تغییراتی میشود. شروع فیلم با سکانس گم شدن امیر در تپههای اطراف منزل شروع میشود، که پس از پیدا شدن، رفتارش کمی تغییر کرده است؛ شبادراریهایش بیشتر شده و دچار حالت تهوع و دلدرد میشود. با پچپچهایی که امیر با پدرش میکند او (فرهاد) را به شک میاندازد و پس از باخبر شدن هاله از ماجرا، آشفتگی شخصیتهای داستان و پیچدگی ماجرا بیشتر میشود.