شاه نقش 1403
ناصر و رضا دو سیاهی لشکر سینما برای رسیدن به ریاست انجمن صنف هنروران سینما با هم رقابت میکنند تا اینکه…
ناصر و رضا دو سیاهی لشکر سینما برای رسیدن به ریاست انجمن صنف هنروران سینما با هم رقابت میکنند تا اینکه…
حاج یونس، صاحب یک معدن فیروزه و پیرمرد خوشنام شهر، قرار است خادم امام رضا علیه السلام شود. سنگ فیروزه عجمی ارزشمندی در معدن پیدا می شود و حاجی قصد دارد آن را هم به آستان قدس هدیه کند. سنگ فیروز دزدیده و نگهبان معدن کشته می شود. حاج یونس به همراه ستاره، همسر دزد فیروزه، مسیر طولانی را برای پیدا کردن فیروزه طی می کند و در این مسیر رازهایی از گذشته حاجی آشکار می شود.
بهداد می میرد. او را در سردخانه می گذارند. همه چیز برای او و اطرافیانش تمام می شود. مدتی بعد او سر حال و سر زنده در خیابان های تهران به دنبال خون می گردد، خونی برای عقرب…
بابا سیبیلو یک کمدی خانوادگی است که در آن از کودک 5 ساله تا پیرمرد 100 ساله نقش آفرینی دارند و در طول قصه ماجراهای جذابی را رقم میزنند…
پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند