برچسب ابوالفضل شیبانی

هیس، هیچی نیس 1401

قصه های «هیس هیچی نیس» در فضایی فانتزی روایت و به تصویر کشیده می شود و از آیتم های مختلفی از جمله دادگاه، استعدادیابی، سراشپز، تاریخ کاغذی و … تشکیل شده که آیتم سرآشپز ترکیبی از کار رئال و عروسکی است.

لکه های تاریک 1392

مجموعه لکه هاي تاريک با موضوع نگرشي به فعاليت و القاي شبهات مذهبي نوسط وهابيت در درون جامعه شيعه به عنوان مثال شبهه در زيارت، شبهه در مراسمات مذهبي شيعه و غيره کليد مي خورد و با داستان مهاجرت يک مستبصر (شيعه شده) به شهر قم و آمدن يک وهابي جهت بازگرداندن آن شخص که در زماني از علماي وهابيت بوده و ماجراي تهديد و ارعاب توسط مامور وهابي پيگيري مي شود.

در اين داستان يک روحاني شيعه که در همسايگي آن مستبصر بوده و بحث هاي او با مامور وهابي دنبال مي شود.

تله کابین 1390

چند جوان برای ایجاد اشتغال و کارآفرینی تصمیم می گیرند در یکی از روستاهای قم (ابرجس) ،تله کابین نصب کنند. با ورود این به روستا متوجه اختلافات دو محله مختلف روستا می شوند و برای احداث تله کابین دچار مشکل می شوند.

خانه دوستی 1391

«خانه دوستی» ماجرای فرزند شهیدی است که با مشورت و همفکری پدربزرگ خود، خانه قدیمی وی را به یک مجموعه فرهنگی تبدیل می کند. پس از راه اندازی این مؤسسه فرهنگی، عده ای از جوانان محل در آن مشغول فعالیت می شوند و در ادامه سریال ماجرای زندگی هر کدام از این افراد، به داستان یک قسمت از این سریال تبدیل می گردد.

بازگشت لوک خوش شانس 1393

شهردار شهر بعد از دستگیر شدن دالتون‌ها، لوک خوش شانس را به یک ایالات دیگر می‌فرستد، تا تبهکارها را دستگیر کند. اما بعد از آن زلزله شدیدی رخ می‌دهد که همه مردم شهر می‌میرند. اما لوک چهل سال بعد که به آن شهر بر می‌گردد؛ همه چیز تغییر کرده‌است و می‌فهمد تاریخ آن شهر غلط است. او می‌خواهد حقیقت را روشن کند؛ وقتی به رستوران لورل و هاردی می‌رود دو تا دزد (دزد عروسک‌ها) و (رشید) به آنجا حمله می‌کنند. آنها عکس دالتون‌ها را در لباس لوک پیدا می‌کنند. او می‌گوید از بازمانده‌های زلزله است. او هم همه چیز را می‌گوید اول داستان دالتون‌ها را تعریف می‌کند: که دالتون‌ها داخل یک درخت می‌روند و خود را درخت آرزو جا می‌زنند، بعد داستان المپیک را تعریف می‌کند، که دالتون‌ها مشعل المپیک را می‌دزدند؛ و در آخر معلوم می‌شود که آن دو دزد پسرهای جو دالتون، دالتون قد کوتاه هستند؛ که وقتی هویت لوک معلوم می‌شود آن هم برای آن‌ها داستان عشق جو و منشی شهردار را تعریف می‌کنند.