سخت مثل پاک کردن خون (کوتاه) 1403
الهام زنی کمشنوا است که با همسر کمشنوای خود، سعید مشکل بزرگی دارد و این مشکل منجر به جدایی آنها شده است. الهام میخواهد پسر کمشنوایش عمل کاشت حلزون را انجام بدهد تا بتواند به مدرسه بچههای شنوا برود و از نعمت شنیدن برخوردار شود و سعید با این عمل سر ناسازگاری دارد و دلش نمیخواهد که یگانه فرزند آنها یعنی مهرشاد زیر تیغ این جراحی برود.
در روز چهارشنبه سوری سه دوست به نامهای رامین (صابر ابر)، فرید (اشکان حسن پور) و جواد (شهروز دل افکار) بعد از ربودن اسلحهٔ یک مأمور زخمی، دست به سرقت از نوری (نوید محمدزاده)، همکلاسی دوران کودکی رامین که به فردی پولدار و مرموز تبدیل شدهاست میزنند، اما اتفاق بسیار عجیبی در آنجا رخ میدهد که نشان از قدرت خارقالعاده صاحبخانه (نوری) دارد…