برچسب ابوالفضل باشی

ساهره 1404

داستان این سریال درباره مردی است که بیمار شده و کمتر از دو ماه فرصت زندگی دارد. او حالا همه چیز را رها کرده تا معنای مرگ و زندگی را پیدا کند. این مرد در مسیر طولانی با انسان‌هایی آشنا می‌شود که نگاهش تغییر می‌کند. انسان‌هایی که هر لحظه کاری انجام می‌دهند تا قدرت و ثروت خود را بیشتر کنند. در مقابل افرادی را هم ملاقات می‌کند که همه چیز را رها کرده‌اند تا به دیگران خدمت کنند.

دیوار 1391

جمیل، رئیس یک باند تبهکاری است که توسط همسر خواهرش، سرهنگ یونس سبزی به زندان افتاده‌است. او ۱۵ سال زندان بوده‌است. او در آستانه رهایی از زندان، از دلبستگی میان دخترش (خورشید) با پسر سرهنگ سبزی (امیرحسین) مطلع می‌گردد و با اینکه کینه و نفرت نسبت به یونس، سرتاسر وجودش را گرفته، با ازدواج فرزندانشان موافقت می‌کند. اوکه در تمام این سال‌ها به انتقام فکر می‌کرده، در روز عقد دخترش از زندان آزاد می‌شود و …

بیست و یک روز بعد 1395

مرتضی سودای فیلمسازی در سر دارد اما متوجه می شود که مادرش مبتلا به سرطان شده و اگر آمپولی که یک میلیون تومان قیمت دارد را تهیه نکند، توان راه رفتن را از دست خواهد داد و..