برچسب ابواالفضل شانه بندپور

سرخدار 1405

سریال سرخدار، داستان زندگی مازیار، جنگلبانی متعهد، اصولگرا و خانواده‌دوست را روایت می‌کند؛ مردی که عشق به طبیعت و حفاظت از جنگل‌های شمال، مهم‌ترین دغدغه زندگی اوست. مازیار در مسیر انجام وظیفه خود با چالش‌های بزرگی روبه‌رو می‌شود؛ چالش‌هایی که از بی‌مبالاتی برادر بزرگ‌ترش فرهاد آغاز شده و با دسیسه‌های پرویز و جلال، دو تن از قاچاقچیان چوب و زمین‌خواران بزرگ منطقه، ابعاد گسترده‌تری پیدا می‌کند.

تعطیلات طلایی 1400

این سریال با موضوع مدرسه ای است که قبل از همه گیری گرونا میزبان مسافران نوروزی بوده و خانواده هایی با فرهنگ های مختلف به اصفهان می‌آمدند و هم اکنون خاطره تمام آنها با ورود یکی از گروه های دوسال پیش به مدرسه، تداعی میشود و باعث ایجاد دردسر هایی برای سرایدار و خانواده اش می شود.

پایتخت 6 1398

قصهٔ سریال «پایتخت ۶» با فوت بابا پنجعلی و اهدای اعضای بدن او آغاز می‌شود.بهبود فریبا(مهران احمدی) پس از سال‌ها به ایران بازمی‌گردد اما ماجراهایی برایش پیش می‌آید که فهیمه(نسرین نصرتی) را از شوهرش دلسرد می‌کند. بهبود در این فصل به بیماری سندرم دست بی‌قرار مبتلا است. بهتاش(بهرام افشاری) که در فصل ۵ بیکار و آس و پاس بود، حالا دروازه‌بان باشگاه فوتبال نساجی مازندران شده‌است و به بازیکن فوتبال پیتر چک علاقه دارد و نقی معمولی هم سیاسی شده و راننده و محافظ شخصی نمایندهٔ مجلس است. هما، همسر نقی هم گویندهٔ اخبار شده‌است. ارسطو با فردی به اسم کاووس ناخواسته وارد فروش مواد مخدر می‌شود و از ماشین نقی که رانندهٔ نمایندهٔ مجلس است، برای جابجایی مواد استفاده می‌کند،بهتاش هم که در پست دروازه بان برای نساجی درخشیده به پانایتینایکوس یونان می‌پیوندد. آن طرف هم رحمت با خانم بیاتی ازدواج میکند. بعد از این اتفاقات به یک سال بعد می رود که برادر هما از نقی به جرم مبتلا کردن پدر خود به بیماری کرونا شکایت می کند. ارسطو هم که به جرم توزیع و پخش مواد مخدر دستگیر شده بود آزاد می‌شود و به کار توزیع شلوار می زند. همچنین رحمت سه قلو دار میشود. بهتاش شب قبل تحویل سال متوجه می‌شود که از تیم پاناتینایکوس اخراج شده. بالاخره ستار برادر هما شکایتش را پس می‌گیرد و از نقی می‌گذرد.

مرگ کسب و کار من است 1389

سه نفر از اهالی روستا، در حال دزدیدن کابل برق فشار قوی هستند که روستاییان متوجه می شوند و آنها را گیر می اندازند. عطا که در طی درگیری مردی روستایی را کشته، فرار می کند و شکرالله گیر می افتد …

همه چیز برای فروش 1392

جواني (صابر ابر) که دلبسته برادر سربازش است تلاش مي کند او را در اداره اي استخدام کند، پسر در ورزشگاه آزادي و هنگام خدمت از ناحيه چشم و صورت آسيب مي بيند و زخمي مي شود. مرد جوان به کمک دوستش ال تي (مزدک ميرعابديني) از طريق خريد چک هاي وصول نشده مي کوشد پول لازم براي عمل جراحي را به دست بياورد اما در نهايت با فراهم نشدن پول و قتل ال تي، مرد جوان با گردن گرفتن قتل دوستش ال تي هزينه درمان برادرش را فراهم مي کند.