مستند «زعفران»؛ زیبایی، توازن و جهانی فراموش شده
«زعفران» یک کلاس درس است، در میان انبوه مستندهایی که در این سالها دیدهایم و فاقد نظم تصویری، خلاقیت در روایت و حتی پر از ایرادهای اساسی و فنی هستند، «زعفران» فیلمی است با طراحی درست و پر از جزئیات. مستندی کمتر درک شده و زیبا از یک فرایند تکراری و ساده. فیلمی که ظاهرا شبیه آن در هر سال، تعداد زیادی ساخته میشود و از یاد می رود، اما فیلم ابراهیم مختاری به واسطه نگاه هنرمندانه سازنده آن، جذاب و به یادماندنی است. فیلم با روایت یک مرد روستایی از کشت زعفران شروع میشود، گفتار متن ساده و در عین حال گویا و سلیس است، بیننده با مرد روستایی همراه میشود و مسیر کاشت و برداشت زعفران تا فروش آن را در مستندی کمتر از یک ساعت به تماشا مینشیند.
«زعفران» به دلیل موضوعش قابلیت این را دارد که خسته کننده و ملال آور شود، اما چینش اطلاعات و نحوه ارائه آنهاست که تماشاگر را با فیلم همراه میکند. مختاری در یک فرایند مهندسی شده مجموعه ای از تصاویر زیبا را مقابل دیدگان ما قرار میدهد، سنت ها و آداب را به تصویر میکشد و ثبت میکند و به آنها جانی دوباره میبخشد. مرد همسایه، برای بیدار ماندن اهالی خانه (برای پاک کردن زعفران) نی مینوازد. آنهم بر سر سفرهای زیبا که گلهای زعفران روی آن، پهن شده و زنان و مردان روستایی اطرافش نشستهاند، این سفرههای زیبا در سراسر روستا، حتی در کوچه دیده میشود و تاکیدی است بر این که همه درگیر پاک کردن زعفران هستند تا به نتیجه دلخواه برسند.
