برچسب ابراهیم محمدی
گردن زنی 1403
سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسیشان است که با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.
انتقال آتش 1400
فسیل 1401
این فیلم داستان اسماعیل (بهرام افشاری)، سعید (هادی کاظمی) و صفا (ایمان صفا) که عضو گروه موسیقی بلک داگز هستند، برای معروفیت و موفقیت تلاش میکنند. اسماعیل (ملقب به اسی) دنبال اجرا جلوی شاه است؛ اما صفا گرایش چپ دارد و با سرودن ترانههای اعتراضی سعی میکند محبوبیتی بین مردم کسب کند؛ ولی به زندان میافتند.
هم سایه ها 1395
میلاد و مادرش به تهران آمدهاند و قرار است صاحب ساختمان یاس که یکی از دوستان میلاد است دفتری را به او برای پخش محصولات تولیدیشان اجاره دهد. دیگر اجاره نشینان ساختمان که مشاغلی همچون خدمات مجالس، وکالت، سایت خبری، ماهنامه و… دارند چون در ابتدا، فکر میکنند مستاجران جدید قرار است جایگزین آنها شوند تلاش میکنند به نوعی خود را در ساختمان حفظ کنند، اما در نهایت، میلاد و مادرش در اتاقی روی پشت بام ساکن میشوند و باقی ساکنین در دفاتر خود باقی میمانند. ماجراهای همسایههای ساختمان یاس با ورود میلاد و مادرش شروع میشود و…
نوبت لیلی 1401
لیلی از طریق کتابی مرموز در مییابد که او و خانوادهاش تاکنون در زمان و مکانهای بسیاری زیستهاند و اکنون «نوبت لیلی» است تا با رمزگشایی از کتاب و یافتن تابلوی ارزشمند نیاکانش دست به انتخابی بزند که به تمام این زندگیهای زیسته معنا بدهد و ...
ماه تی تی 1398
«ماه تی تی» داستان سرداری از دوران مغول است که طلسم شده و توسط باستان شناسی در عصر امروز بیدار میشود و..
سایه بان 1396
داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار میکند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن میرود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمیتواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بیپول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری میکند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار میآورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.
سهراب و سعید که در منطقهای فقیرنشین رشد یافتهاند، تا پای جان تلاش میکنند تا با امید چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند. آنها در برابر سرنوشت ایستادگی میکنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینهشان در خطر میافتد و…
