برچسب ابراهیم فروزش

سامو بندری 1401

ناخدا صبور و خانواده‌اش در بندری کوچک در نزدیکی بوشهر زندگی می‌کنند. ناخدا از معتمدین ‌ بندر است و اهالی بندر او و خانواده‌اش را به خوبی می‌شناسند. سامو تنها پسر و فرزند کوچک او است که ماجراجویی‌های زیادی می‌کند و ناخدا را به دردسر می‌اندازد.

خمره 1370

خمره آب مدرسه اي در حاشيه كوير مي شكند. بچه ها بي آب مي مانند. تلاش معلم براي به دست آوردن خمره اي ديگر بي نتيجه مي ماند. زني از اهالي روستا تصميم مي گيرد كه اين مشكل را حل كند و همچنين او باعث مي شود تا مدرسه، صاحب خمره نو شود.

مرد کوچک 1376

محمدعلي صفري پسربچه ده دوازده ساله اي است كه همراه با خانواده اش در روستايي در شمال كشور زندگي مي كنند. همه اعضاي خانواده براي امرار معاش تلاش مي كنند. مادر صنايع دستي درست مي كند، پدر زغال فروش است و پدربزرگ كشاورزي مي كند. زماني كه پدر براي كسب درآمد بيش تر خانه را ترك مي كند، محمدعلي كه خود را در مورد وضع زندگي مادر و خواهرانش مسؤول مي داند با كمك پدربزرگش شروع مي كند به آبادكردن يك تكه زمين بي مصرف. مادر محمدعلي به شدت با اين كار مخالف است و درس خواندن را براي پسرش واجب تر مي داند. به رغم تلاش هاي او و سخت گيري هاي معلم مدرسه، محمدعلي به كار روي زمينش ادامه مي دهد. اين كار باعث مي شود از درس هاي مدرسه اش عقب بيفتد و علاوه بر مادر با معلمش هم دچار مشكل شود. محمدعلي در كارنامه ثلث اولش فقط از درس كاردستي نمره نياورده بنابراين مي خواهد در امتحان ثلث بعدي كاردستي خوبي درست كند. جاليز محمدعلي به خاطر تلاش هاي او به ثمر رسيده و پر از انواع صيفي جات است. او هندوانه رسيده اي را براي مادرش مي برد و مادر هم با ديدن دسترنج پسرش او را مي بخشد. او با يكي از كدوهاي جاليزش آدمكي به عنوان كاردستي درست مي كند، اما غفلت او باعث مي شود كه گاوها كاردستي اش را بخورند. سر كلاس پس از توبيخ معلم، محمدعلي كلاس را ترك مي كند. حسين كه در كلاس شاگرد ضعيفي است و هميشه مورد تمسخر بچه ها قرار مي گيرد و يك بار هم با محمدعلي دعوايش شده، بعد از بيرون رفتن محمدعلي از كلاس ني او را كه جا مانده برايش مي برد. محمدعلي هم ني را به او مي بخشد و كدورت ميانشان از بين مي رود. محمدعلي هنوز به خاطر كاردستي اش ناراحت است، اما يك روز معلم و بچه ها به ديدن جاليز او مي آيند و معلم با ديدن ميوه هاي او به درس كاردستي اش نمره بيست مي دهد.

کلید 1364

مادري دو فرزندش اميرمحمد، پنج ساله، و نوزاد شش ماهه خود را در خانه آپارتماني تنها مي گذارد و به قصد انجام كاري بيرون مي رود. در فاصله اي كه مادر به خانه بازمي گردد دو كودك او به ويژه امير محمد، با مشكلات فراواني روبرو مي شوند. مادربزرگ و همسايه ها كه دو كودك را در خطر مي بينند و نمي توانند به خانه راه يابند، بيرون آپارتمان ازدحام مي كنند و هر كدام با راهنمايي خود مي كوشند آن دو را از خطر برهانند.

آثار ماندگار سینمای کانون در فیلم نت/ سازدهنی تا خمره

شش فیلم بلند و ماندگار کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان که در جشنواره‌های مختلف موفقیت‌های قابل‌توجهی کسب کرده‌اند، این‌بار در بستر سکوی فیلم‌نت در دسترس خانواده‌ها، کودکان و نوجوانان قرار گرفت.

سنگ اول 1388

حسن‏علي اولين كسي است در آبادي كه مي‏رود و براي خودش از شهر سنگ قبر مي‏خرد. اين مسئله تعجب همه‏ي اهالي را در پي دارد و سوژه ي خنده آنها مي‏شود، او خود را پدري مهربان، دلسوز و فداكار ناميده. همسر او نيز با گلايه از اين كار، شروع به نق‏زدن مي‏كند كه چرا حسن‏علي براي وي پول خرج نمي‏كند. مگر او فداكار نيست و نبوده كه حسن‏علي براي او سنگ نخريده؟! اين مسئله در بقيه‏ خانواده‏ها نيز باعث بروز اختلاف مي‏شود.

زمانی برای دوست داشتن 1386

قصه درباره كودكي معلول و استثنايي است كه در كنار پدر و مادر و برادر كوچكش زندگي مي كند. تلاش اين كودك براي برقراري ارتباط با اطرافيان خود به خصوص اعضا اصلي خانواده اش شرايط و موقعيت هاي مختلفي را در زندگي اين افراد به وجود مي آورد.

شیر تو شیر 1390

فضلي همسرش را هنگام زايمان فرزندش از دست مي دهد و اورا با فرزندشان تنها مي گذارد. فضلي درگير بزرگ کردن اميرعلي و گرفتن شير از زنان شيرده روستا براي زمان گرسنگي اميرعلي است. امير بزرگ مي شود، به مدرسه مي رود و در ادامه تمام ماجراهايي که براي فضلي و اميرعلي با زنان و مردم روستا پيش مي آيد....