برچسب ابراهیم شیبانی

گزارش یک اعدام 1386

رویا به جرم قتل شوهرش در زندان به سر می‌برد. پس از طی مراحل قانونی، رویا محکوم به اعدام می‌شود. شب قبل از اجرای حکم، اشرف یکی از زندانیان به او پیشنهاد فرار می‌دهد. اما رویا در ذهن خود نتیجه سیاه فرار را تداعی می‌کندو پیشنهاد اشرف را رد می‌کند. در آخرین لحظات اجرای حکم مهران، وکیل رویا به او خبر می‌دهد که قاتل اصلی شوهرش، خودکشی کرده است و رویا تبرئه می‌شود.

یکی از میان همه 1386

فیلم یکی از میان همه ماجرای دو خواهر به نام‌های نیلوفر و نرگس است که می‌خواهند برای زایمان خواهرشان به شمال بروند اما همسرهای هر کدام به دلایلی با آنها همراهی نمی‌کنند، نیلوفر و نرگس تصمیم می‌گیرند خودشان راهی شمال بشوند اما این سفر ساده برایشان تبدیل به یک دردسر بزرگ می‌شود.

سرگیجه 1387

این فیلم روایتگر داستان زندگی مهتاب و فرهاد است كه تازه ازدواج كرده و زندگی آرامی دارند تا اینكه تصادف درحین كار و مرگ فرهاد زندگی آرام مهتاب را بهم می ریزد.

روز می آید 1391

مردی پس از شکست در ازدواج اولش مجددا ازدواج می کند. همسر دوم مرد از سال ها قبل به او علاقه داشته است… زندگی روال آرامی دارد تا اینکه همسر دوم مرد با پسر شوهرش تصادف می کند و .. او مردد است که خود را معرفی کند یا اینکه … و این مسئله زمینه ساز بروز اتفاقات جدیدی می شود

طلا خون 1398

دختری در آستانه‌ی مسابقات سرنوشت‌ساز کشوری تکواندو متوجه رازی می‌شود که زندگی او را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. او درمی‌یابد که با قاتلی که با او پیوند خونی دارد، هم‌خانه است.

کاراگاه شمسی و دستیارش مادام 1380

این مجموعه روایتگر داستان دو خانم دوست و همسایه به نام‌های شمسی و مادام است. شمسی زنی باهوش، کنجکاو، کم حوصله و تندمزاج است که علاقهٔ زیادی به رمان‌ها و مجموعه تلویزیونی‌های پلیسی، به‌خصوص پوآرو دارد و این موضوع باعث می‌شود که مسائل دوستان و اهالی محله را پیگیری کرده و گره از مشکل آن‌ها بگشاید. در مقابل، صاحبخانه و همسایهٔ ارمنی شمسی، مادام رزا، پیرزنی آرام، ساده، خوشدل و محافظه‌کار است که اگرچه معمولاً از ماجراجویی‌های بی‌پایان شمسی به تنگ می‌آید، اما همواره او را برای رسیدن به نتیجه همراهی می‌کند و گاهی تقابل این دو شخصیت، موقعیت‌ها و دیالوگ‌های کمیک می‌آفریند. تفاوت مذهب و زبان مانعی برای نزدیکی و صمیمیت شمسی و مادام نیست و زندگی آن‌ها با هم درآمیخته و به شدّت به یکدیگر وابسته‌اند. با وجود اینکه هر دو در ابتدای پیری قرار دارند و از راه بافتن بافتنی زندگی خود را می‌گذرانند، امّا کنجکاوی شمسی، پای این زوج کارآگاهی را به ماجراهای جدید می‌کشاند و یکنواختی زندگیشان را برهم می‌زند. علاوه بر مادام، علیرضا، خواهرزاده شمسی که راننده آژانس است و سرهنگ گلچهره کارمند بازنشسته آگاهی، نیز علی‌رغم میل خود، کاراگاه شمسی را در تعقیب مظنونان همراهی می‌کنند.