برچسب ابتسام بغلانی

کودک و فرشته 1387

در آخرین روز تابستان سال 1359 وقتی فرشته و خانواده‌اش آماده می‌شوند در جشن عروسی یکی از اقوام نزدیک شرکت کنند، غرش صدای هواپیماهای جنگنده‌ای که از مرز عبور کرده‌اند موجب می‌شود پدر فرشته تصمیم بگیرد از خیر عروسی خواهرش بگذرد و خانواده‌اش را از مهلکه بدر ببرد...

دختر 1394

آقاي عزيزي که سرپرست بخش تعميرات و نگهداري پالايشگاه آبادان است براي مراسم خواستگاري دخترش آماده مي‌شود و ستاره دختر ديگرش در همان روز قصد سفر به تهران براي شرکت در جشن خداحافظي يکي از دوستان هم‌دانشگاهي‌اش را دارد. پدرش به دلايلي به اين سفر مشکوک است و اين آغاز ماجراست

خروج 1398

اين فيلم داستان گروهي از کشاورزان روستايي را روايت مي‌کند که شرکت سهامي آب، هنگام تخليه سد آب شور به اشتباه آب را روانه زمين‌هاي کشاورزي آنها مي‌کند و باعث خرابي تمامي محصولات آنها مي‌گردد. آنها پس از آن که از طريق مسئولين سد، دهيار، بخشدار و امام جمعه موفق به حل مشکل‌شان نمي‌شوند، تصميم مي‌گيرند که نزد رئيس‌جمهور بروند و مشکل‌شان را با او در ميان بگذارند. اين گروه با تراکتور از روستاي خود به سمت تهران عازم مي‌شوند و طولي نمي‌کشد که خبر سفر آنها در تمام رسانه‌ها پخش مي‌شود و اين موضوع باعث ايجاد محبوبيت و مشکلاتي براي آنها مي‌گردد.