یارمحمد سیستانی با بازی علیرضا کمالی برای گریختن از گرسنگی و خشکسالی به همراه همسر باردارش به شمال ایران میرود پیش همشهری و دوست قدیمیش میرولی(هدایت هاشمی )می رود،تا حرفه ماهیگیری را پیشه کند. او که نمیداند ماهیگیری آن منطقه در سلطه گردنکشی به نام تراب (با بازی بهنام تشکر) است، به دریا میزند و در برابر تراب میایستد. در پی زلزله زن یار محمد که تازه وزن حمل کرده میمیرد، وارش (الهام طهموری) بیوه جوان که او نیز تازه زایمان کرده است و سالها تراب در خیال ازدواج با او بوده است. یار محمد و وارش که حالا هر دو نوزادهای بدون پدرومادر دارند با اصرار میرولی و همسرش باهم ازدواج می کنند.تراب که ناراحت شده است نقشهای میچیند تا یارمحمد را از سر راه بردارد، اما اتفاقی که هیچکس انتظارش را نمیکشد، از راه رسیده و سرنوشت آدمها را به هم پیوند میزند.پس از مدتی وارش که متوجه شده که تراب قاتل یارمحمد بوده تصمیم به قتل او می گیرد...
حالا فرزندان وارش و یارمحمد که مانند دو برادر از کودکی باهم بزرگ شده اند داستان را جلو میبرند داستان روایت دهه ۵۰و۶۰ است از قبل از انقلاب تا جنگ تحمیلی و... ،یوسف(علیرضا جلالی تبار)و شیوا(حدیثه تهرانی) عاشق یکدیگرند شیوادختر نادر خوش فکر(داریوش کاردان)یکی از متمولین که در روستا آنها دارای کارخانه و زمین و ... است. از سوی ديگر پسر تراب(رامین راستاد) هم عاشق اوست.جاوید (امیررضا دلاوری)پسر وارش و شکوفه دختر تراب که از نوجوانی دل در گرو عشق یکدیگر دارند و...