طوطی (نمایش) 1400
پسری بعد از پانزه،بیست سال دوری از ایران برمی گردد تابه خواسته ی خانواده اش ازدواج کند .
پسری بعد از پانزه،بیست سال دوری از ایران برمی گردد تابه خواسته ی خانواده اش ازدواج کند .
نامدار، پسر حجره داری معروف در بروجرد است و پس از سالها از تهران به زادگاهش بازمیگردد و دلباخته دختری بهنام صنم میشود. صنم شرط ازدواجش این است که نامدار مانند پدرش دست به خیر باشد. پس از آن نامدار تشویق میشود با آدمهای شرور میجنگد حتی با حاکم درمیافتد. وی حتی به طرفداری از مشروطه خواهان دورۀ قاجار برای آزادی سید جمالالدین واعظ تلاش میکند. نامدار را به جرم مخالفت با حکومت زندانی میکنند و قرار میشود در میدان شهر اعدامش کنند، اما مردم او را فراری میدهند و صنم که از عشق زینت به نامدار با خبر است وی را همراه نامدار فراری میدهد.
مرد؛ گاهی چیزهایی که تو واقعیت می بینم وحشتناک تر از اون کابوس هایی هستن که تو خواب می بینم.
لیلا (ترانه علیدوستی) زنی چهل ساله و مجرّد است که در خانوادهای درگیر با بحران اقتصادی زندگی میکند. او در دفتر اداری یک پاساژ کار میکند و تنها درآمد ثابت خانواده را دارد اما نه پدر و نه چهار برادرش به حرف او گوش نمیدهند. اسماعیل (سعید پورصمیمی) پدر خانواده، پیرمردی تریاکی است که اخیراً نشانههای آلزایمر را بروز میدهد. علیرضا (نوید محمدزاده) برادر معقول، کارگری است که به علّت اختلاس صاحب کارخانه تعدیل نیرو شدهاست. پرویز (فرهاد اصلانی) در پاساژ لیلا به عنوان خدمهای که عوارض توالت را دریافت میکند مشغول است. پنجمین فرزند او به تازگی متولد شدهزیرا همیشه به دنبال فرزند پسر بودهاست. فرهاد (محمد علیمحمدی) نیز شغل ثابتی ندارد و مدام در حال بدنسازی است. منوچهر (پیمان معادی) هم آدم دغلکاری است که برادرانش را ترغیب به نوعی کلاهبرداری میکند که پول پیشخرید ماشین را بالا بکشند. اسماعیل چندین سکه طلا پسانداز کرده و لیلا پیشنهاد میدهد با پول سکهها، واحدی تجاری در پاساژ را بخرند تا بوتیک راه بیندازند. این بوتیک قرار است در محل فعلی توالتهای پاساژ باشد. از طرف دیگر بزرگ فامیل فوت میکند. اسماعیل همواره به دنبال این مقام بوده زیرا بزرگ فامیل میتواند بخشی از کادوهای عروسیهای فامیل را صاحب شود، پس بنا به رسم خانوادگی، سکههایش را به عنوان کادو عروسی میدهد …
چهار زن زندانی خشن، در زندان نقشهای میکشند که پس از آزاد شدن اجرایش کنند. آنها آزاد میشوند و پس از اجاره خانهای، مردان را از خیابان به وسیله تغییر قیافه دادن به صورت یک فاحشه به همان خانه میکشانند، آنها را به یک صندلی میبندند، مورد ضرب و شتم قرار میدهند و پولشان را به سرقت میبرند.