چسب زخم 1403
خانمها که از سابقه خراب و پیشینه مشکوک همسرانشان مطلع هستند، به آنها شک میکنند و با محرومکردن آنها از کار و زندگی، به تجسس میپردازند. هر کدام از مردها، سعی میکند به نحوی خودش را مبرا بدانند و تقصیرات را به گردن دیگری بیاندازد. کار به آزمایش دیانای میکشد و ناگهان بچه گم میشود.
وقتی سرنوشت برای اولین بار عماد و طوبا را روبهروی هم قرار داد، هر دو خوب میدانستند که عشق بیشتر یک مهارت است تا هیجان و تپش قلب و خارش پوست.
روی موج اف ام، ردیف 48 اتفاقاتی در حال وقوع است.
داستان این مجموعه طنز ۱۵۱۲ روز پس از اتفاقات سریال شاهگوش است. یکی از شخصیتهای سریال شاهگوش، سرباز خنجری (با بازی احمد مهرانفر) بود که از شمال به تهران آمده بود و در کلانتری ۱۰۰ ملت مشغول به گذراندن خدمت سربازی خودش بود. یکی از متهمینی که به کلانتری آورده شد خانم جوانی به نام الیزابت بود که یک سگ به نام لوسی داشت. خنجری عاشق الیزابت میشود و در زمانی که میفهمد سگ الیزابت توقیف شدهاست، یک سگ را اشتباهاً به جای لوسی برمیدارد و به الیزابت میدهد. الیزابت که میفهمد سگ مال او نیست، برای ناراحت نشدن خنجری به بهانه پارک کردن خودرویش از پارک خارج میشود و حالا ۱۵۱۲ روز از آن روز میگذرد و هنوز الیزابت برنگشته است. اما خنجری همچنان به دنبال الیزابت است که روزی او را یافته و با او ازدواج کند اما در این مدت که در تهران به دنبال الیزابت است روزگار سختی را میگذراند و شبها شهربازی میخوابد تا اینکه گویی ستاره اقبال او نمایان میشود و…
حبیب، مسعود و مازیار تصمیم به ادامه تحصیل میگیرند و حالا دانشجوی فوق لیسانس هستند و علاوه بر آن حبیب همچنان در پی یافتن همسر مناسب خود است. مادر حبیب نیز فوت کردهاست. مازیار، شاگرد اول دانشگاه در تاریخ است و در پی اجرای طرحش برای درآمدزایی، ازدواج خود با شادی و دور نگه داشتن پدرش از اعتیاد است. آقای مهاجر نیز که همسر دوم خود را بر اثر تصادف از دست دادهاست، به دنبال ازدواج و گرفتن زن سوم است اما اختلافاتی با دخترش ترانه دارد. مسعود و ترانه که در اواخر فصل قبل ازدواج کردند بچه دار شدهاند و مسعود به دنبال پایاننامه و گرفتن مدرک فوق لیسانس است و نگرانیهایی هم برای بچه اش و ترانه دارد. عباس نقوی و مامان خانم نیز عاشق یک دیگر میشوند اما حبیب و رحیم شدیداً با ازدواج این دو مخالف هستند. رحیم اعتیاد را ترک کرده اما همچنان مورد شک اعضای خانواده قرار دارد و از ناراحتی تصمیم به مصرف مواد مخدر میگیرد اما…
خانواده فیروز مشتاق که بیقیف و قپی به سفری رفتهاند، در راه بازگشت به تهران با دختری همسفر میشوند که از نظر بهروز، نیمه گمشده قلمداد میشود و به ضرس قاطع، شروعی برای فرو رفتن خانواده در آمپاس جهشیافته است! بماند که با آنچه از نصرت و شرایط جدیدش مشهود به نظر میرسد، بستر قمپزش گستردهتر از قبل شده است و با عقبهای که از آنان سراغ داریم، ماجراهایی آغاز میشوند که بیهیچ شائبهای در زندگی همه و بویژه کسانی که پا به قالیشویی میگذارند، تأثیرگذار هستند!
فیلم در مورد زوج جوان پرستاری است که بعد از سالها زندگی می خواهند صاحب فرزند شوند اما به دلیل سابقه سقط جنین فعلا امکان آن فراهم نیست، این زوج با مشقت بسیار در حال فراهم کردن هزینه درمان ناباروری و سفر به لندن هستند ولی ...