برچسب آناهید روستا

انتهای خیابان هشتم 1390

سعيد به جرم قتل عمد تا دو سه روز ديگر قصاص خواهد شد. اطرافيان او براي جلوگيري از اجراي اين حكم و جلب رضايت اولياي دم، مجبورند در همين مدت كوتاه صد ميليون تومان تهيه كنند. نيلوفر خواهر سعيد، نامزدش بهرام و موسي دوست سعيد، براي تهيه اين پول به هر دري مي زنند. نيلوفر و بهرام چند بار به خانه خانواده مقتول سر مي زنند،‌ اما كسي در آن خانه نيست يا شايد جواب نمي دهند. اين دو راه هاي مختلفي را براي تهيه اين پول امتحان مي كنند؛ نيلوفر به همراه دوستش پريسا براي فروش كليه اش اقدام مي كند اما بدون داشتن رضايت والدين، اين كار عملي نيست. مادر او مدتي پيش از دنيا رفته و پدرش كه زماني فعاليت سياسي داشته، در شرايط ناگوار جسمي و روحي، تحت نظر هم هست. تا دو روز مانده به اجراي حكم، جمع پولي كه از فروش اتومبيل بهرام و تلاش موسي و پريسا به دست آمده، رقمي در حدود 35 ميليون تومان است. بهرام مطلع مي شود شركتي به مديريت فردي به نام كشميري كه به امور خيريه هم مي پردازد، ممكن است كمك‌شان كند. كشميري وعده پنجاه ميليون كمك را مي دهد اما در موعد دريافت پول، يكي از كاركنان شركت مي گويد براساس استعلامي كه شده، به دليل سابقه پدر سعيد، امكان اين كمك مالي وجود ندارد. نيلوفر با خبر مي شود كه صاحب كار دوست بهرام، امير، حاضر است كل پول را بدهد اما قبل از آن بايد ديداري حضوري با او داشته باشد. پيشنهادي كه مرد مي دهد، نيلوفر را خوش نمي آيد و او خشمگين از اين وقاحت، آنجا را ترك مي كند. موسي به دلايلي كه نمي دانيم، دخترش را از همسرش دور نگه مي دارد و زن ديگري كه با او آشناست، علاقه مند به نگه داري اين بچه است. او در مسابقه هاي مخفيانه، در درگيري هاي تن به تن شركت مي كند و...

شکلات داغ 1388

يك كافي شاپ با مشتري هاي ثابت و هميشگي اش توسط جواني اداره مي شود. ورود يك زن جوان به اين كافي شاپ دنج و آرام همه چيز را دستخوش تغييراتي مي كند كه...

روزهای نارنجی 1396

آبان زني ميانسال، در محيطي مردانه ميکوشد در مدت ده روز با استخدام کارگران فصلي، بار پرتقال يک زمين چندهزار هکتاري را تحويل دهد، او در رقابت با ديگر همکاران مرد با مشکلات و مصائب عديده‌اي روبرو ميشود.

فرزند خوانده 1390

در ارتباط با چند خانواده است كه موضوعات مشتركي در ارتباط با فرزند خواندگي دارد و به روابط فرزندان با پدر و مادر مي‌پردازد.

دلبری 1394

طوبی همسر یک جانباز قطع نخاعی که فقط می‌تواند چشمانش را حرکت بدهد، در شب عروسی خواهرزاده‌اش تلاش می‌کند بیش از پیش به همسرش توجه کند …

من همسرش هستم 1390

زوجی بعد از دوازده سال زندگی، حالا به نوعی یکنواختی در زندگی رسیده‌اند. دکتر امیرحسین به همسرش شهلا خیانت و منشیِ خود را صیغه کرده‌است. شهلا از این موضوع، مطّلع می‌شود و سعی می‌کند که با برانگیختن حسادتِ وی، او را از این کار بازدارد. شهلا در حادثه ای به خواستگار اولش برخورد و یادِ عشق قدیمی را زنده می‌کند و تصمیم می‌گیرد که این راه را تا آخر خط،طی کند اما...

خانه ای کنار ابرها 1392

مسعود و حمید دو جوان آسمان جُل و دله دزد هستند که در محله‌ای می‌چرخند و از خانواده‌هایی که پسران‌شان در جبهه‌ی جنگ هستند، به دروغ از طرفِ آن ها، پول می‌گیرند تا مثلاً به دست‌شان برسانند. اما وجدانِ نیمه بیدارِ آن‌ها در برخورد با یکی از این افراد، که پیرزنی تنهاست، بیدار می‌شود …

بوفالو 1393

بوفالو درباره يك زوج جوان به نام هاي دانيال و شكوفه است. آنها بدنبال شخصي در شمال كشور رفته اند. طي يك اتفاق كيفي كه به همراه دارند درون مرداب افتاده و دانيال براي بيرون آورن آن وارد آب مي‌شود و بر اثر مزاح و شرط بندي با شكوفه به سمت نقاط عميق مرداب شنا مي‌كند و در نهايت طعمه مرداب مي‌شود. شكوفه سراغ شخصي به نام بهرام بوفالو را مي‌گيرد. بهرام پس از گرفتن پول چند بار با لباس غواصي به زير آب مي‌رود و كيف مورد نظر را باز مي كند و طلاهاي داخل آن را بر مي دارد. فصل تازه اي در زندگي شكوفه باز مي شود و او به واسطه كمك گرفتن از بهرام وارد زندگي او مي‌شود.