«زن ناشناس» ساخته آرتور هراری، موفق در گیشه
سومین فیلم بلند وی «زن ناشناس» در روز اول ۱۳۱۱۴ تماشاگر داشته که آغاز فروش موفقی برای کارگردان به حساب میآید. فیلم «زن ناشناس» ماجرای داوود، مرد عکاسی چهل سالهای را روایت میکند که گوشه گیر است و کمتر در محافل عمومی دیده می شود تا اینکه شبی دوستانش وی را به جشنی پر هیاهو و ویژه دعوت میکنند. در آنجا وی در میان جمعیت، به زنی زیبا بر میخورد که نگاههایشان برقآسا ردوبدل میشود، زن لحظهای بعد از محل ناپدید میشود، اما مرد نمیتواند از او دل بکند. وی را دنبال میکند و وقتی همدیگر را پیدا میکنند، بدون مقدمه رابطه هماغوشی سریعی بینشان شکل میگیرد. صبح فردای آن روز، داوود حالت غریبی دارد و حس میکند در زن ناشناس استحاله پیدا کرده و خود را در بدن وی مییابد. از این جا به بعد، فیلم از حالت روایت سر راست داستانی خارج میشود و به موضوعی فلسفی تبدیل میشود که تمثیل گونه راهش را ادامه میدهد که کلید کشف آن را در اختیار نداریم؛ چون کارگردان در طول فیلم بسیار به رفت و برگشت و به استحاله رفتن شخصیتها در دیگری میپردازد. همچنین به خاطرات دو شخصیت، مرد و زن ناشناس، پرداخته است که گاه تماشاگر سر در گم میشود.
