معجزه های روزانه 1385
مهناز و منوچهر با تفکراتی که از کودتای 28 مرداد دارند نگران پسرشان فرید هستند. در روز 17 شهریور حکومت نظامی میشود مهناز هراسان به دنبال فرید است تا اینکه در بیمارستان با دختر جوانی روبرو میشود که دوربین عکاسیش را که از حوادث 17 شهریور عکس گرفته همراه با آدرسی به مهناز میدهد، او دوربین را به محل آدرس میبرد و متوجه میشود که گروهی که در آنجا هستند فعالیت سیاسی دارند و فرید هم در آن گروه است
خبر وخامت حال مردی که یک سال است در کماست، باعث می شود فرزندان ناسازگارش از نقاط مختلف دور هم جمع شوند. حمید از زندان می آید، رضا از عسلویه و سوری (سیمین) نیز حضور دارد. سوری و رضا که به خاطر توجه بیش از حد مادر و پدرشان به حمید، دلخوشی از اون ندارند در هر فرصتی وی را متلک باران میکنند تا اینکه…
فردی با نام" سعید مقامی" برای اینکه هیجان و لطفی به زندگی اش بدهد به تفریح های شبانه همچون بازی بیلیارد می پردازد که در یکی از این بازی ها مبلغ هنگفتی را از دست می دهد. او مدیریت کارگاه یک شرکت ساختمانسازی مربوط به پدرش را برعهده دارد و قصد مقابله با تقلب های ساخت برجی در شمال شهر را دارد.
مجموعه تلویزیونی کلانتر 1، داستان سرگرد علی امیری و ستوان رضا بیات است که در ۳ اپیزود مختلف، ۳ داستان مختلف را به تصویر میکشند.
محمد و شيرين تنها تا بعدازظهر فرصت دارند هزينه صافكاري ماشين تصادفي را كه سوار آن هستند تأمين كنند، شيرين جرأت ندارد ماشين پدر را كه يواشكي از خانه بيرون آورده و با آن تصادف كرده، با آن وضع به خانه برگرداند. آنها راهي خانه اي در شمال شهر مي شوند تا با كاري كه انجام مي دهند، پول مورد نياز را تأمين كنند.
محسن نوجواني است كه در كنار بچه هاي خياباني هم سن و سال خود در ميان خيابان هاي شلوغ شهر گل فروشي مي كند. او آرزوي داشتن يك وجب آسمان را در سر دارد. خواسته او محقق مي شود؛ در ابتدا هيچكس تحقق چنين آرزويي را باور نمي كند اما با ديدن آن، ماجراهاي گوناگوني آغاز مي شود...