آرامش در کوهها منتظر ما هستند
آفتابِ پاییز گراش، اگر مُدام بتابد، میسوزاند. همین بچهها را وادار میکند زنگ تفریح که دارند بر گرسنگی چیره میشوند، گوشهای را پیدا کنند که نیمتنه توی آفتاب باشد و پاها توی سایه.
آفتابِ پاییز گراش، اگر مُدام بتابد، میسوزاند. همین بچهها را وادار میکند زنگ تفریح که دارند بر گرسنگی چیره میشوند، گوشهای را پیدا کنند که نیمتنه توی آفتاب باشد و پاها توی سایه.
عاشقم من بر فن دیوانگینامِ جاوید وطن صبحِ امید وطنجلوه کن در آسمان همچو مهرِ جاودانوطن ای هستیِ من شور و سرمستیِ منآخرین برگ باغ خزانم جان جانماشک می بارد از آسمانم جان جانمجان جانم جان جانمفریدون فرخ فرشته نبودیک…