برچسب آشا محرابی

پاشنه بلند 1392

قصه این فیلم درباره ی پسری (با بازی جواد رضویان) است که پا به سن گذاشته و تا کنون ازدواج نکرده است و مخالف شدید ازدواج هم هست اما…

عاشقانه هایی بر باد 1390

صالح رزمنده‌ای است که در جبهه‌های جنگ مفقودالاثر شده و همسرش فریماه سال‌ها بعد همچنان در انتظار بازگشت او به سر می‌برد. فریماه که به کار نشر کتاب مشغول است، یک روز پیش‌نویس داستانی را برای چاپ دریافت می‌کند که موضوع و محتوای آن برایش بسیار آشناست. او رد پای خودش و صالح را در داستان می‌بیند و . . .

روز یلدا شب چله 1389

این فیلم به ماجرای پیرزن تنهایی به نام یلدا می‌پردازد که دچار بیماری آلزایمر شده است. دختر و پسر یلدا، او را به همسایه سپرده‌اند. رادیو اعلام می‌کند که امروز بلندترین شب سال یعنی شب یلداست و یلدا به یاد می‌آورد که شب تولدش است. از خانه بیرون می‌زند

حدس بزن چه کسی برای عید می آید 1389

داستان اين فيلم تلويزيوني درباره پسري است كه خودش را براي كنكور آماده مي‌كند و خانواده‌اش مأموريت دارند كه به كيش بروند، اين پسر در تعطيلات همراه دايي خود در خانه تنها مي‌ماند و ماجرا درباره‌ي اين دو نفر است.

حبیب 1389

جوانی به نام حبیب برای رسیدن به ثروت بیشتر با آدم های ناشناس وارد معامله می شود، شخصی به نام فرهاد از او می خواهد که یک کامیون حامل عتیقه جات را به مقصد برساند. او در راه دستگیر شده و متوجه می شود که زیر عتیقه ها 2 تن مواد مخدر جاسازی شده است. حبیب به زندان می افتد و حکم اعدامش صادر می شود. او منتظر اجرای حکمش است که همسرش به ملاقاتش می آید و خبر می دهد که باردار است. حبیب که سال ها در عشق داشتن یک فرزند می‌سوخته است ناگهان جان دوباره ای می گیرد. او در زندان می شنود که اگر قرآن را به طور کامل حفظ کند در جرمش تخفیف قائل شده و از اعدام عفو می شود.او با کمک رئیس زندان شروع به حفظ قرآن می کند و…

وارونگی 1389

در این فیلم فرخ در یک کارگاه کار می کند و نامزدی دارد که می خواهد با او ازدواج کند. اما او در اتفاقی از مسیر اصلی خود خارج می شود و حالا
دو راه را پیش رو دارد: بازگشت به خویشتن یا افتادن در راه خلاف.

کارت به کارت 1393

رها بیگلی حسابدار شرکتی است که طی تماس تلفنی از شخصی ناشناس اطلاعات شخصی اش را در اختیار آن شخص گذاشته و دچار دردسر می شود…

جاده مه آلود 1393

احد ، برادر بزرگتر خانواده به بهانه سالگرد فوت مادرشان ، خانواده اش را به خانه مادری در شمال می کشاند. او متوجه می شود که خواهرهایشان دچار مشکلات و از هم گسیختگی شده اند و سعی می کند که به بهانه ای به آنها کمک کند و خانواده را کنار هم حفظ کند ولی در همین حین حادثه ای رخ می دهد. . .