برچسب آسیه کلانی

به خاطر مهتاب 1399

این فیلم روایت داستان زندگی یک خانواده روستایی است که دختری بیمار دارند و باید برای بهبود سلامتی هرچه زودتر عمل شود اما وضعیت مالی خانواده خوب نیست و پدر خانواده از تنها قرض الحسنه محل درخواست وام نموده که با توجه به درخواست های زیاد اهالی روستا، نوبت ایشان برای چند ماه آینده مصوب می شود. پدر هم ناچار تصمیم میگیرد زمین کشاورزی را که چند ماه قبل بدون هیچ رسید یا قولنامه ای خریداری نموده بفروشد ولی در ادامه با فوت شدن صاحب زمین وارثین صاحب زمین اجازه فروش و یا مالکیت را به پدر خانواده نمی دهند و در ادامه...

پشت کوه های بلند 1391

سامشا که حالا پادشاه شده، همراه با ملک خاتون، شمس وزیر، قشون سالار و دیگر خدم و حشم معمول پادشاهان از جمله تلخک دربار، برای تفرج، شکار و خوشگذرانی به اصفهان می‌آید.

حاکم دست نشانده سامشا در اصفهان که دور از چشمان سامشا می‌خواهد پادشاهی را از آن خود کند، با طراحی پیشکار خواجه نعمان تاجر بزرگ اصفهان و کدخدای کولیباد را به دارالحکومه دعوت کرده تا با جلب حمایت آنها طرح خود را عملی کنند. معلوم می‌شود که خواجه نعمان با غرق شدن کشتی‌هایش در مسیر هند ورشکسته شده و کدخدای کولیباد هم آن سلحشور و جنگجویی که تصور می‌کردند نیست.

قاصد پادشاه سر می‌رسد که سامشا در انتظار پیشواز حاکم در نزدیکی اصفهان اردو زده است و بنا به خلقیت خاصش و عادت دوران راهزنی هنوز بیابان نشینی و چادرنشینی را به کاخ‌نشینی ترجیح می‌دهد و به این جهت کنار رودخانه زاینده رود اردوگاهی برایش علم می‌شود، حاضر نیست وارد شهر اصفهان شود. حاکم و پیشکار عاجز و درمانده که نقشه پادشاهی را چه کنند و…

تو آزادی 1379

محسن قادري و سهراب در زمره مددجويان كانون اصلاح تربيت هستند كه در آستانه آزادي مي باشند ولي اولياي آنان براي تحويل گرفتنشان نيامده اند چرا كه سهراب اصلاً پدر و مادر ندارد و محسن هم كه پدر دارد به دليل نامعلومي از وي بي خبر است. مدير كانون سعي مي كند مسئله اين دو مددجو را حل كند از همين رو به كمك يكي از مددكارها سهراب به يكي از مراكز سرپرستي سازمان بهزيستي انتقال مي دهد و خود به همراه محسن عازم اصفهان يعني محل سكونت خانواده او مي شود. در طي راه محسن همه آرزوها و رؤياهايش را براي مدير كانون باز مي گويد و رابطه صميمانه و دوستانه اي مابين آن دو به وجود مي آيد هنگامي كه به خانه محسن مي رسند متوجه مي شوند نامادري چندان رغبتي به بازگشت او به خانواده ندارد و همسرش يعني پدر محسن را وادار مي سازد تا وي را از خانه بيرون كند. مدير كانون محسن را با همان اتومبيلش به تهران بازمي گرداند در حالي كه ديگران شادي و سرزندگي را در او شاهد نيست. در يك غفلت مدير محسن فرار مي كند ولي به زودي او را در ميان بچه هاي خياباني كه گرد آتش مي خوانند و مي رقصند مي يابد.

مرگ سپید 1389

فريد جواني است جاه‌طلب و جوياي نام و ثروت كه مي خواهد ره صد ساله را يك‌شبه طي كند. او به همراه دوستش مسعود كه شخصيت چندلايه و منحصر به فردي دارد و همواره تحت تأثير شخصيت فيلم حرفه اي لوك بسون خود را «لئون» مي نامد، وارد يك معامله بزرگ و بين المللي هرويين مي شوند. آنها در اين معامله كه طرف مقابل آن پاتريك قاچاقچي بزرگ بين المللي است دست به تقلب مي زند و چند صد كيلو هرويين فشرده را در يك درگيري سرقت مي كنند. از طرف ديگر پاتريك، براي رسيدن به آنچه از دست داده و تنبيه فريد، خانواده او را كه در آستانه مهاجرت به كانادا هستند به گروگان مي گيرد. او همسر فريد را كشته و دخترش سوده را به گروگان مي گيرد. نيروي انتظامي از نقشه سرقت بزرگ مواد مخدر آگاه مي شود و يك معامله صوري را توسط يكي از افسرانش ترتيب مي دهد. مسعود در جريان معامله صوري كشته مي شود. فريد از يك طرف با پليس و از طرف ديگر، براي آزاد كردن سوده و گرفتن انتقام قتل همسرش، با پاتريك درگير مي شود. در نهايت سوده كه همسر پاتريك نسبت به او احساس مادرانه پيدا كرده، در درگيري بين فريد و عوامل و كارگزاران پاتريك و نيروي انتظامي آزاد مي شود و فريد و پاتريك در يك درگيري خونين بين آنها و نيروي انتظامي كشته مي شوند.