آقای گرفتار 1383
مردی در انتظار تولد اولین فرزند خود است، اما همسرش ۹ فرزندِ همزمان به دنیا میآورد. گرفتاریهای ناشی از نگهداری ۹ قلوها، ماجراهای زیادی را به دنبال دارد.
مردی در انتظار تولد اولین فرزند خود است، اما همسرش ۹ فرزندِ همزمان به دنیا میآورد. گرفتاریهای ناشی از نگهداری ۹ قلوها، ماجراهای زیادی را به دنبال دارد.
این سریال به فعالیتهای سازمان مجاهدین خلق در دهه شصت می پردازد.
با پیدا شدن کلاه گیسی زنانه در ماشین داماد درست چند شب قبل از عروسی، دو خانواده درگیر میشوند، چون پدر عروس همان روز ماشین داماد را قرض گرفته است و …
موجودات فضایی با تصور اینکه ساکنان زمین تهدیدی برای موجودات جهان هستند گروهی را روانه این سیاره میکنند تا با زمینیها، رفتار و فرهنگ آنها بیشتر آشنا شوند و به این ترتیب در مورد نابود کردن آنها در صورت لزوم تصمیم بگیرند. این گروه چهار نفره در هیبت انسانی در قالب یک زوج (به نامهای بهرام و ناهید)، یک دختر جوان (ستاره) و یک پسر جوان (شهاب که در واقع رباتی انسان نما و قدیمیست) به زمین فرستاده میشوند. آنها در خانه دو برادر به نامهای فرخ افروخته (حمید لولایی) و فرید افروخته (رامبد جوان) به عنوان مستأجر ساکن میشوند و تظاهر میکنند که از سوئد آمدهاند. فرید یک نویسنده است و مشکلات بسیار فراوانی دارد. او در ادامه متوجه میشود که آنها فضایی هستند. در هر قسمت این سریال در مورد یکی از عادات بد انسانها بحث میشود و در پایان آن داستان، بهرام (حسن معجونی) گزارش خود را به کنفدراسیون راه شیری میفرستد.
صابر بازنشته آموزش و پرورش برای پرداخت هزینه سفر حج خود به اصفهان آمده اما تمام مدارک و پول هایش را می دزدند در این حال مش صابر برای به دست آوردن مدارک و پول هایش به دنبال دزدها می رود. داستان این گونه ادامه می یابد که کیف مدارک از دست دزدها رها شده و به دست چند نفر دیگر می افتد اما هر بار به گونه ای کیف را نمی توانند باز کنند تا این که ......
آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که میخواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت میکند و با همایون دوست بهمن ازدواج میکند و به خارج از کشور میرود اما بعد از چند سال به ایران برمیگردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا میشود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو میشود. دخترش دردانه به ایران برمیگردد و با مادرش که بیمار است زندگی میکند.
"بیستو از من نگیر" داستان دانشجوی نابغه ای است که همکلاسی هایش تصمیم می گیرند در روند تحصیل و زندگی او حوادثی را به وجود بیاورند که در درسهایش نمره بیست نگیرد.
داستان سريال «دختري به نام آهو» درباره مردي به نام آقا مرتضي حشمت است كه چهار پسرش ازدواج كرده اند و تمام آنها صاحب پسر شده اند. آقا مرتضي كه خيلي دوست دارد نوه دختري داشته باشد به تكاپو مي افتد تا مقدمات ازدواج پسر پنجمش را كه به تازگي از سربازي آمده است، مهيا كند. اما آماده كردن چنين مقدماتي آنقدرها هم كه او فكر مي كند كار ساده اي نيست.
علاقه او به داشتن نوه دختري باعث بروز ماجراهاي بسياري در خانواده چهار پسرش مي شود. با وجود اتفاقاتي كه مي افتد آقا مرتضي همچنان در تلاش است كه پسر آخرش را با هر تمهيدي پاي سفره عقد بنشاند. چيزي كه ديگران به آن واكنش نشان مي دهند.