برچسب آزاده جهانبخش

سه کام حبس 1398

فیلم داستان زنی را روایت می‌کند که شوهرش را بسیار دوست دارد اما پس از مدتی متوجه رفتارهای عجیب شوهرش می‌شود و…

حبس مجرد 1399

وحید همیشه برای پرداخت مهریه همسر سابقش به مشکل می خورد. او به ناچار برای فرار از مشکلات مالی اش، به سمت سایت های شرط بندی و قمار رفته بود. دیگر راه برگشتی نداشت. به همین خاطر تصمیم به فرار و خروج غیر قانونی از کشور را گرفت. اما این راه دشوار و پیچیده هم، مشکلات زیادی را برای او رقم زد.

هاتف 1396

در روز عاشورا، ابراهیم در کربلا بر اثر حمله قلبی می‌میرد. دخترش ریحانه پیگیر آخرین گفته ناتمام پدر می‌شود. این پیگیری ریحانه را رو در روی خانواده و زندگی زناشوییش قرار می‌دهد اما ریحانه اعتقاد دارد که عدالت نمی‌تواند در پشت در خانه آدم جا بماند… او پرده از ابهام وصیت پدر بر می‌دارد. در این روند شخصیت و ایمان خود را بازسازی کرده و به دست می‌آورد.

جاده قدیم 1394

داستان مجموعه جاده قدیم، آغاز زندگی زن و شوهری تازه ازدواج کرده به نام زینت و نعمت است که پس از ازدواجشان همراه با یک گاو که جهیزیهٔ زینت است و آن گاو تنها دارایی آن‌ها می‌باشد به تهران می‌آیند. ماجرا از آن جا آغاز می‌شود که گاوشان در بدو ورود به تهران ناپدید می‌شود و آن جاست که مشکلات این زوج شروع می‌شود.

موج اول 1400

قصه در مورد زندگی کادر درمان در زمان شیوع ویروس کرونا است. در این مجموعه تلویزیونی قرار است به تلاش شبانه روزی کادر درمان و نیرو‌های جهادی برای مقابله با بیماری کرونا پرداخته شود.

دودکش 2 1400

خانواده فیروز مشتاق که بی‌قیف و قپی به سفری رفته‌اند، در راه بازگشت به تهران با دختری همسفر می‌شوند که از نظر بهروز، نیمه گمشده قلمداد می‌شود و به ضرس قاطع، شروعی برای فرو رفتن خانواده در آمپاس جهش‌یافته است! بماند که با آنچه از نصرت و شرایط جدیدش مشهود به نظر می‌رسد، بستر قمپزش گسترده‌تر از قبل شده است و با عقبه‌ای که از آنان سراغ داریم، ماجراهایی آغاز می‌شوند که بی‌هیچ شائبه‌ای در زندگی همه و بویژه کسانی که پا به قالیشویی می‌گذارند، تأثیرگذار هستند!

نفس 1396

ناهید دختر دانشجویی است که با روزبه عضو سازمان مجاهدین، آشنا می‌شود. در بحبوحه وقایع انقلاب رازی در زندگی اش فاش می‌شود… او برای رسیدن به حقیقت حوادث پیچیده‌ای را پشت سر می‌گذارد.

نیمرخ ها 1393

مدت بسیاری از مرگ مهران گذشته‌است و ژاله با کاوه (هومن سیدی) زندگی می‌کند. سر رسیدن یک دوست قدیمی باعث می‌شود تا او داستان همسر درگذشته‌اش را به یاد آورد: مهران (بابک حمیدیان) رمان‌نویسی است که در مراحل پایانی مبارزه با سرطان خون و در بستر مرگ است. مادرش بانو (رؤیا نونهالی) و همسرش ژاله (سحر دولتشاهی) از او نگهداری می‌کنند و در این میان مردی به نام آقاسید (سید ابراهیم عمادی) به آن‌ها در نظافت و پرستاری کمک می‌کند. میان بانو و ژاله بر سر مهران کشمکشی شکل می‌گیرد که با هر گام نزدیک‌تر شدن به مرگ مهران شدیدتر-اما درونی‌تر- می‌شود.
بانو برای برگرداندن زندگی به مهران تلاش‌های بسیاری را می‌کند، از سویی خواندن رمان بربادرفته برای یادآوری خاطرات قدیم و از سوی دیگر، دعوت دوست دوران کودکی او، همایون (سام قریبیان) و معشوقهٔ دوران کودکی او، صدا (شیرین اسماعیلی) برای ملاقات او.
اما تلاش‌های مادر اثری ندارند و مهران هر چه بیشتر به مرگ نزدیک می‌شود، مرگ را آسان‌تر می‌پذیرد و وضعیت زندگی خود را مانند «یخ‌فروش نیشابور» در شعر سنایی می‌داند.
ژاله را متقاعد می‌کند که پس از مرگ او نیز به زندگی خود-به ویژه از نظر عاطفی- ادامه دهد. مهران می‌میرد و ژاله و بانو از خانه نقل مکان می‌کنند. به جای آن‌ها در خانه دو نوازنده ساکن می‌شوند (که پیش از این به همراه صدا به خانه‌شان آمده بودند)

ژاله در می‌یابد که مهران پیش از مرگ از همایون خواسته بود تا بعد از مرگ او «هوای ژاله را داشته باشد.» اما ژاله، همسر تازه‌اش را خود انتخاب می‌کند و حالا، زندگی دیگری را آغاز کرده‌است.