از باغ تا غیاب، خوانش هرمنوتیکی از «بدون ایرج»
در تاریخ ۲۶ مردادماه ۱۴۰۵، در گالری سروناز و در سلسلهنشستهای شبهای مستند شیراز، «بدون ایرج» ساخته بهمن کیارستمی و آرش والینژاد را دیدم؛ فیلمی که از همان نمای نخست، با ورود از دیوار به باغی متروک، مرا وارد جهانی کرد که در آن مرز میان گذشته و اکنون، حضور و غیاب، خاطره و واقعیت بهتدریج محو میشود. همین مواجهه، مرا به نوشتن این یادداشت درباره فرم، روایت، تدوین، روانشناسی شخصیتها و لایههای هرمنوتیکی فیلم رساند.
