دوازده صندلی 1390
این فیلم راجعبه به مخفی شدن گنجی ارزشمند در صندلی عقب یک پیکان است که مسابقهای تند و نفس گیر برای یافتن پیکان آغاز میشود…
این فیلم راجعبه به مخفی شدن گنجی ارزشمند در صندلی عقب یک پیکان است که مسابقهای تند و نفس گیر برای یافتن پیکان آغاز میشود…
داستان درباره يک عکاس جنگ است که بعنوان اولين نفر بعد از بمباران شيميايي حلبچه به اين منطقه وارد ميشود و از آنجا عکاسي ميکند. اين عکاس طي اين سفر با زني آشنا ميشود که او هم پسري را که قرار بود با او ازدواج کند را از دست داده و حالا در يک شوک قرار دارد ، علي به او ابراز تمايل مي کند و به نوعي او را براي ادامه زندگي اميدوار ميکند و ازدواج آنها سر ميگيرد. حالا علي و چيمن به تهران ميآيند و زندگي خوبي دارند. در همين حال چيمن متوجه مي شود که معشوقه سابقش در بمباران زنده مانده و برگشته است. چيمن دوباره سرگشته ميشود و براي رهايي از عذاب وجدان تصميم به جدايي از علي مي گيرد، اما با معشوقه سابقش نيز ازدواج نميکند و تنهايي را بر ميگزيند تا اينکه 15 سال بعد علي دوباره سراغ او مي آيد.
جوليا به خدمت ارتش ايالات متحده درآمده و تلاش دارد مداركي كه در حين انجام وظيفه در اين كشور به دست آورده به دوست خبرنگار خود برساند. در جريان اين اتفاقات يكي از پرده هاي سناريو آزادسازي عراق به تصوير كشيده مي شود.
ربودن دل «مصعب» پسر عمير، اشرافزاده مکه، به خاطر سيماي دلنشين و ثروت و نسب شريفاش حسرت دختران مکي است، اما مصعب از کودکي گرفتار عشق «زلفا»، دختر خوانده باديه نشيني به نام «قيس» است. او ميداند ازدواجش با «زلفا» فقير و بياصل و نسب چيزي در حد روياست، اما پيام محمد امين (ص) که حالا خود را رسول خدا معرفي ميکند ولولهاي در جان اشرافزاده انداخته است...
جلال نویسندهای که علی رغم نیاز مالی و فقر حاضر نیست هر متنی را به هر قیمتی بنویسد و باورهایی برای خود دارد، با سفارش کاری روبهرو میشود که...»
سال 1916 كلنل كيت به بهانه ايجاد خط تلگراف به بلوچستان مي آيد. عيدوخان بي خبر از نقشه اش او را پذيرا مي شود اما جي. انت و ملا علي با آگاهي از حيله آنها به مبارزه مي پردازند.