مروارید 1391
فيلم داستان خواهر و برادري را روايت ميکند که به دليل شرايطي که براي پدرشان که صياد مرواريد بوده است به وجود آمده دچار مشکلاتي ميشوند و ماجراي آنها به نوعي با تخمگذاري لاکپشتها گره ميخورد.
فيلم داستان خواهر و برادري را روايت ميکند که به دليل شرايطي که براي پدرشان که صياد مرواريد بوده است به وجود آمده دچار مشکلاتي ميشوند و ماجراي آنها به نوعي با تخمگذاري لاکپشتها گره ميخورد.
داستان درباره زن و شوهری است که به خاطر اختلافات متعدد قرار است از هم جدا شوند. در این بین به آنها اطلاع داده می شود که حساب بانکی مشترکشان برنده یک ویلا در کیش شده است و…
مرتضی سودای فیلمسازی در سر دارد اما متوجه می شود که مادرش مبتلا به سرطان شده و اگر آمپولی که یک میلیون تومان قیمت دارد را تهیه نکند، توان راه رفتن را از دست خواهد داد و..
داستان درباره يک عکاس جنگ است که بعنوان اولين نفر بعد از بمباران شيميايي حلبچه به اين منطقه وارد ميشود و از آنجا عکاسي ميکند. اين عکاس طي اين سفر با زني آشنا ميشود که او هم پسري را که قرار بود با او ازدواج کند را از دست داده و حالا در يک شوک قرار دارد ، علي به او ابراز تمايل مي کند و به نوعي او را براي ادامه زندگي اميدوار ميکند و ازدواج آنها سر ميگيرد. حالا علي و چيمن به تهران ميآيند و زندگي خوبي دارند. در همين حال چيمن متوجه مي شود که معشوقه سابقش در بمباران زنده مانده و برگشته است. چيمن دوباره سرگشته ميشود و براي رهايي از عذاب وجدان تصميم به جدايي از علي مي گيرد، اما با معشوقه سابقش نيز ازدواج نميکند و تنهايي را بر ميگزيند تا اينکه 15 سال بعد علي دوباره سراغ او مي آيد.
داستان فيلم ماجراهاي عجيب يک پدر را نشان ميدهد که به نوعي خود را دانشمند فرض ميکند و مدعي است که قرصهايي براي رشد و فعاليت سريع کودکان اختراع کرده است. داستان از جايي آغاز ميشود که دو دزد بچههايي را ميربايند و اين قرصهاي معجزهگر باعت ايجاد اتفاقاتي در فيلم ميشوند.
ماجرای فیلم دربارهٔ چهار کودک و نوجوان هفت تا یازده سالهٔ تکواندوکار، که پدرانشان، کارگران یک کارخانهٔ تولید لوازم التحریرِ در شُرُفِ تعطیلی هستند، برای جلوگیری از بیکاری پدرانشان و گیر انداختن قاچاقچیانِ این کالا، که در واقع عاملینِ اصلی این تعطیلی هستند، به تعقیبِ آنها میپردازند.
راحيل يک پزشک جراح است، که براي برآورده کردن آخرين آرزوي همسرش، جسد او را در صندوق عقب ميگذارد و راهي جاده ميشود. او در راه با مرد مرموزي آشنا مي شود.....
فیلم «تپلی و من» داستان مردی به نام رامین (حسن معجونی) را روایت میکند که در رشته کارگردانی تحصیل کرده ولی بخاطر ننوشتن فیلمنامههای جذاب، به ناچار در یک مرکز آموزشی هنری به همراه دوست خود کتایون (میترا حجار) کار میکند. یک روز او بهطور اتفاقی شخصیت دوران کودکی خودش که اسمش تپلی (سامیار محمدی) است را در خانه اش پیدا میکند و بعد از مشورت با روانشناس، متوجه میشود که تپلی از گذشته آمده تا اتفاقی را که باعث از بین رفتن اعتماد به نفس رامین شده را به او بگوید تا رامین در گذشته سفر کند و از آن اتفاق جلوگیری کند اما…