برچسب آرش تاج تهرانی

بارکد 1394

بارکد داستان دو دوست به نام‌هاي حامد (با بازي بهرام رادان) و ميلاد (با بازي محسن کيايي) است که در سوداي رسيدن به پول هر کاري مي‌کنند که پر از لحظات کميک است. در طول قصه‌اي که حامد تعريف مي‌کند بيش از پنج شش خرده داستان وجود دارد که به صورت معکوس روايت مي‌شوند يعني اولين داستان متعلق است به اين‌که حامد، نازي (با بازي سحر دولتشاهي) را از دست مي‌دهد و سپس همينطور داستان پس و پيش مي‌شوند تا بازگرديم به اولين قصه و به هم رسيدن حامد و ميلاد پس از چند سال.

نازنین 1392

منصور (امیرحسین آرمان ) جوانی شهرستانی است که به واسطه تعطیل شدن کارخانه ای که در آن کار می کرده، تصمیم می گیرد چمدانش را ببندد و به تهران بیاید تا مشغول به کار شود. منصور زمانی که وارد تهران می شود با فردی به نام نادر ( پژمان بازغی ) آشنا می شود. نادر یک قاچاقچی مواد مخدر است که در پوشش توزیع کننده قرص های لاغری برای جهان ( آتیلا پسیانی ) کار می کند و یک خواهر هم به نام نازنین دارد که ...

مسیح (بشارت منجی) 1384

روايت هاي پي در پي از موعظه ها و معجزه هاي مسيح كه در ناصريه اتفاق مي افتد: مسيح همراه با حواريون خود در بين مردم مي گردد و در جواب نمايندگان فريسي ها كه از او نام و نشان و هويتش را مي پرسند، مي گويد كه او آمده تا بشارت ظهور احمد را بدهد. همچنين يك دختر لال و يك زن گوژپشت را شفا مي دهد و اليعاذر را كه مرده است، دوباره زنده مي كند. در تمام اين مدت بارنابا، يكي از حواريون، در حال ثبت موعظه ها و حرف ها و معجزه هاي مسيح است. يهودا اسخريوطي، يكي از حواريون، در مقابل سي سكه حاضر مي شود به مسيح خيانت كند و جاي او را به رومي ها نشان دهد. از اين لحظه فيلم دو روايت مختلف را نشان مي دهد: اولي روايت مبتني بر آن چه كه در انجيل هاي چهارگانه است، يعني دستگيري مسيح و به صليب كشيدن او؛ و دومي كه بر مبناي انجيل بارنابا و روايت هاي اسلامي تصوير شده كه طبق آن در لحظه ورود رومي ها به مقر مسيح، او به آسمان عروج مي كند و يهودا شمايل مسيح را با خود مي گيرد و با لحن و رفتاري متفاوت از مسيح واقعي، مقابل پيلاطوس حكم‌ران رومي فلسطين حاضر و سرانجام مصلوب مي شود.

جا به جا 1391

این فیلم داستان فردي را روايت مي کند که به اشتباه با يک فرمانده جنگ جابجا گرفته مي شود و باعث بوجود آمدن اتفاقاتي در زندگي اش مي شود.

مردی از جنس بلور 1377

كامران افشاري در جريان مسافرت با دوستان خود بيتا و حشمت، توسط فردي بنام رضا خدامردي كه از فرماندهان جنگ بود كشته مي شود. با قتل كامران، خواهر او نيلوفر به ايران باز گشته و با حضور در دادگاه نامزد سابق خود را در لباس قاتل مي بيند. نيلوفر در پي اظهارات رضا در دادگاه مبني بر بي گناهي متوجه مسئله اي مرموز در جريان قتل برادرش مي شود، اما بدنبال ناتواني در اثبات بي گناهي رضا و همچنين اصرار مادرش مبني بر قصاص قاتل تصميم به خروج از كشور مي گيرد. حشمت كه به همراه بيتا قصد خروج از كشور را داشت، در آستانه سفر با مخالفت بيتا روبرو مي شود. بيتا كه قصد فاش ساختن حقيقت كشته شدن كامران بدست حشمت را داشت توسط او به قتل مي رسد اما ماجرا كه توسط دوستان رضا دنبال مي شد، آشكار شده و حشمت توسط دوست رضا دستگير مي شود. با دستگيري قاتل حكم اعدام از رضا سلب مي شود ولي رضا كه از جانبازان جنگ است قبل از آزادي به شهادت مي رسد.

خاک و آتش 1389

سال 1916 كلنل كيت به بهانه ايجاد خط تلگراف به بلوچستان مي آيد. عيدوخان بي خبر از نقشه اش او را پذيرا مي شود اما جي. انت و ملا علي با آگاهي از حيله آنها به مبارزه مي پردازند.

فضای فعلی به‌گونه‌ای‌ است که عمدتاً فیلم‌ها برای «تفریح» و «سرگرمی» ساخته می‌شوند/ چنین آثاری چیزی به «مردم» ارائه نمی‌دهند و عایدی خاصی برای آن‌ها نخواهند داشت

سینماپرس: «آرش تاج تهرانی» با انتقاد از فضای مدیریتی سینمای ایران اظهار داشت: فضای فعلی به‌گونه‌ای‌ است که عمدتاً فیلم‌ها برای تفریح و سرگرمی ساخته می‌شوند. این، البته، یکی از کارکردهای سینماست، اما همه آن نیست!