برچسب آرش آقابیک

رضا 1396

همسر رضا (فاطی) بدنبال طلاق گرفتن از اوست. آنها برای طلاق خود پیش یک قاضی می روند و در تلاشند تا نشان دهند که تفاوت های غیرقابل انکاری با یکدیگر دارند. در انتها فاطی فقط باید ثابت کند که باردار نیست تا حکم طلاق جاری شود.پس از 9 سال زندگی مشترک رضا بشدت احساس تنهایی می کند و مسیر خود را گم کرده است. بذر تردید توسط قاضی در فکر رضا کاشته می شود که به آنها اعلام میکند " طبق قوانین اسلامی ، زوجین سه ماه و ده روز فرصت دارند برای تغییر نظر و ابطال حکم طلاق وقت دارند". فاطی حتی نمی داند چرا می خواهد رضا را ترک کند. او فکر می کند که رضا دیگر برای او جذاب نیست.

رضا با دلشکستگی در ساعات پایانی شب به کافه ای می رود. آنجا خدمتکار جوانی را در حال گریه می بیند و سعی می کند تا با او آشنا شود اما بعد متوجه می شود که آن دختر صاحب کافه است. ویولت (ستاره پسیانی) با اینکه با رضا اختلاف سلیقه دارد (او تفریحات خارج از محیط های بسته دوست دارد اما رضا از پیاده روی و ماهی گیری متنفر است) اما قبول می کند که دوباره او را ملاقات کند. آنها با هم وارد یک رابطه ی احساسی می شوند. دقیقا زمانی که رضا آماده می شود تا ویولت را به منزل خویش دعوت کند ، سر و کله ی فاطی پیدا می شود و رضا به شکل غیرمحترمانه ای ویولت را رد می کند.

در پایان فیلم رضا زن سومی (نسیم میرزاده) را تحت شرایطی عجیب ملاقات میکند.آنها با هم در حال اسب سواری هستند که ناگهان رضا مریض شده و او رضا را به بیمارستان می برد. او ابتدا بنظر می رسد که مُرده است اما توسط یک شاهزاده ی زیبا به زندگی بازگشته و شاید همین راهی برای ادامه نسل او باشد.

شبی که ماه کامل شد 1397

عبدالحميد در بازار عاشق فائزه دختر زيباروي تهراني ميشود. آنها با يکديگر ازدواج ميکنند و زندگي عاشقانه اي را آغاز مي کنند. پس از مدتي فائزه متوجه مي شود که خانواده عبدالحميد در بلوچستان کارهاي خلاف و خطرناکي انجام ميدهند. او براي دور کردن عبدالحميد و فرزندش، از شرايط پيش آمده به فکر مهاجرت مي افتد اما مجبور ميشود براي مدتي به همراه عبدالحميد به پاکستان برود و در خانه عبدالمالک ريگي برادر عبدالحميد سکونت يابد....

رگ خواب 1394

مينا بعد از جدايي از همسرش نيازمند حمايت مالي و عاطفي است. با مردي آشنا مي‌شود و گمان مي‌کند که مرد روياهايش را يافته اما همه چيز آن طور که ابتدا به نظر مي‌آمد پيش نمي‌رود.

طلا 1397

چند جوان براي رسيدن به درآمد بيشتر به فکر راه اندازي رستوراني با منوي سوپ مي افتند. يکي از آنها که به دليل مشکلات فراوان مالي قادر به سرمايه گزاري نيست، از طرفي دختر برادر خردسالش طلا نيز به بيماري پرخرجي مبتلاست. جوان به تشويق دوست دخترش دريا براي رفع قرضهايي که دارد به گاوصندوق پدر دريا دستبرد ميزند و با اينکار صاحب مغازه سکته ميکند. جوان با دلارهاي دزديده شده سعي دارد طلا را از مرز خارج کند و او را درمان کند...

دوباره زندگی 1397

مرد و زن ميانسالي قصد رفتن به خانه‌ سالمندان را دارند اما دست روزگار آن‌ها را مجبور به ادامه‌ زندگي در کنار يکديگر مي‌کند

دعوت 1387

چند خانواده متفاوت با بحرانی مشابه روبه‌رو می‌شوند و هرکدام از آن‌ها بنا به نگاه خاص خود واکنش‌هایی از خود بروز می‌دهند.

فیلم پیرامون مسئله سقط جنین است و پیام فیلم این است که «جنینی که به این دنیا دعوت شده نباید سقط شود» حتی اگر مادر آینده یک زن شصت ساله، یک زن بی شوهر (صیغه‌ای)، یک زن بازیگر که کارش را بیش از فرزند دوست دارد، زنی آواره در شهر با یک شوهر چاه بازکن یا زنی بریده از شوهر باشد.

یک اپیزود فیلم دربارهٔ دو دانشجو با بازی پژمان بازغی پس از فیلمبرداری حذف شده‌است که برخی دلیل حذف آن را ممیزی می‌دانند اما حاتمی کیا دلیل اصلی‌اش را طولانی شدن زمان فیلم عنوان کرده‌است.

عاشق 1385

گوگو (هانیه توسلی) در خانواده فقیری زندگی می‌کند و از راه دزدی روزگار می گذراند. روزی با دزدیدن کیف یک زن، متوجه نامه استخدامی برای پرستاری از چند بچه می‌شود و به هوای دزدی به جای پرستار وارد خانه می‌شود...

خوب بد جلف 1394

يک کارگردان هنري سينما از طرف تهيه کننده‌اش تحت فشار است تا از دو بازيگر تجاري براي بازي در نقش‌هاي اصلي فيلمش استفاده کند. از نظر کارگردان آن‌ها بدترين انتخاب‌هاي ممکن هستند، اما اگر مي‌خواهد که فيلم را بسازد مجبور است در مدت کوتاهي آن‌ها را به نقش‌هايشان نزديک کند و اين کار آساني نيست.