اعتراف میکنم 1405
سریال اعتراف میکنم، ماجرای یک گروه تحقیق و بازجویی است که در هر قسمت پروندهای پیچیده را بررسی میکنند تا مجرمان خطرناکی را وادار به اعتراف کنند.
سریال اعتراف میکنم، ماجرای یک گروه تحقیق و بازجویی است که در هر قسمت پروندهای پیچیده را بررسی میکنند تا مجرمان خطرناکی را وادار به اعتراف کنند.
بهرام»، فیلمسازی ۴۰ ساله است که تمام عمر حرفهای خود را صرف ساخت فیلمهایی کرده که هیچگاه در ایران اجازه اکران نگرفتهاند. پس از توقیف مجدد جدیدترین اثرش، او به همراه تهیهکنندهای ایدهپرداز به نام «صدف» تلاش میکند تا فیلم خود را به نحوی به دست مخاطب برساند و در این مسیر با موقعیتهای تلخ و شیرینی روبهرو میشود
داستان سریال قطب شمال در مورد زوجی به نام همایون و ارغوان است که در آستانه ازدواج، قربانی خیانتی هولناک میشوند. همایون به دلایلی زندانی شده و پشت دیوارهای زندان برای انتقام از سامان لحظهشماری میکند که مرگ از راه میرسد. آرشام یکتا متولد میشود، دختری به نام صحرا کنارش قرار میگیرد تا مسیر انتقام از خائنها برای آرشام هموار شود.
دستیار کارگردانی با بازی کامبیز دیرباز به دختر پولداری با بازی هانیه توسلی قول داده است که او را بازیگر کند. دختر اما استعداد بازیگری ندارد اما حاضر است برای اینکه بازی کند پول تهیهی فیلم را بدهد. دختر پول فیلم را از طریق همدستی با پسر برای ربودن خودش و اخاذی از پدرش تامین میکند و این شروع، آغاز ماجراها و معماهایی است که اتفاق میافتد…
ژوبین باید از لس آنجلس به تهران سفر کند تا مادربزرگش را ببیند. ولی او تا حالا ایران نبوده است. او در سفر با شخصی به نام ژان آشنا می شود. ژوبین و ژان به خانه مادربزرگ ژوبین می روند. ژوبین در فردا آن روز با آیدا ملاقات می کند. ژان می گوید که داماد ژیان است و دنبال بسته از پدرزن خود می گردد. ژوبین، آیدا و ژان به دنبال آن می گردند ولی چیزی پیدا نمیکنند. در آن خانه تابلوهای زیادی بود. آنها تصمیم فروش تابلو های نقاشی می گیرند. ژان در گالری عاشق لیندا می شود. لیندا یک تابلو را برای خرید انتخاب می کند. ولی آن تابلو ارث ژیان است. ژان مجبور می شود هویت اصلی خود ار فاش کند. او می کوید که من بهروز ژیان، پسر ژیان هستم. آیدا و بهروز (ژان) تصمیم به دزدی تابلو می گیرند. ولی ...