برچسب آرزو روشناس

آنام 1396

داستان زندگی زنی میانسال به نام مارال است که زندگی پر ماجرا و سختی را پشت سر گذاشته و با تکیه بر قدرت اراده‌اش توانسته خود و خانواده‌اش را به آرامش و آسایش برساند. اما برملا شدن رازی، این آرامش را از او سلب کرده و زندگی‌اش را دوباره دچار تلاطم بزرگی می‌کند. او در می‌یابد تمام کسانی که عاشقش بوده و دوستش داشته‌اند، جنایات بزرگی در حق او مرتکب شده‌اند. پس تصمیم می‌گیرد برای به دست آوردن هر آنچه که به ناحق از او گرفته شده، بجنگد.

انارهای نارس 1392

انسي و ذبيح در حاشيه‌ي شهر و در خانه اي اجاره اي زندگي مي كنند. انسي از زني سالخورده پرستاري مي كند و ذبيح در شمال شهر كارگر ساختماني است. آنها آرزو دارند بچه دار شوند.