نیمه شب 1404
داستان این فیلم درباره موشکی است که در خیابان یوسف آباد تهران و در نزدیکی ۲ بیمارستان فرود آمده و به شکل معجزهآسایی عمل نمیکند. حال تیم خنثی سازی بمب با مدیریت مهدی باید با کمترین تلفات ممکن بمب را خنثی کنند.
داستان این فیلم درباره موشکی است که در خیابان یوسف آباد تهران و در نزدیکی ۲ بیمارستان فرود آمده و به شکل معجزهآسایی عمل نمیکند. حال تیم خنثی سازی بمب با مدیریت مهدی باید با کمترین تلفات ممکن بمب را خنثی کنند.
داستان این سریال در مورد یک نظامی ارتش قبل از انقلاب به نام جلال است که عاشق دختری جوان به نام سایه میشود....
داستان این فیلم در مورد مردی به نام حلیم است. پلیس وارد خانه حلیم میشود و او را از خانهاش میبرد. در زندان، شخصیت حلیم متوجه میشود که به دلیل شباهتش به یک تروریست به نام گرگ (The Wolf)، از سوی پنتاگون تحت تعقیب قرار گرفته است.
این فیلم داستان دو باجناق است که اختلافات قدیمی با یکدیگر دارند . از این رو فرزندان شان عاشق یکدیگر می شوند و …. .
دیوار به دیوار 2 داستان ترور یک شخصیت است که به خانه دیوار به دیواریها وارد میشود و خانوادهها سعی میکنند او را نجات دهند…
داستان سریال لژیونر در مورد دو دوست قدیمی به نام بهمن با بازی حسن پور شیرازی و توفیق با بازی محمدرضا شریفینیا است که همچون دو برادر زیر نظر یک پدر بزرگ شدهاند اما شخصیتهای متفاوتی دارند حسن پورشیرازی نقش مجری ورزشی تلویزیون را ایفا میکند که به تازگی بازنشسته شدهاست و همچون بهرام شفیع که به صداقت و شرافت فوتبال اهمیت میدهد، یک برنامهٔ اینترنتی به نام «کارت زرد» به راه انداختهاست که در آن مباحث و مسائل فوتبال را مطرح میکند. اما در نقطه مقابل او محمدرضا شریفینیا به عنوان یک دلال فوتبال که یک تنه میتواند پشت صحنه فوتبال را بچرخاند ظاهر شدهاست.
ارسطو ماشین شاسیبلند میخرد و خانواده را برای خوردن هویج بستنی میبرد، اما در میانهٔ راه ماشین چپ میکند و در آب میافتد. خانوادهٔ نقی معمولی بر سر این اتفاق صدمات شدیدی دیدهاند و نقی برای این موضوع رابطهاش را با ارسطو قطع میکند. او برای عوض شدن روحیهٔ خانواده پس از این حادثه، آنها را به ترکیه میبرد. در میانهٔ راه، نقی با ارسطو روبرو میشود و درگیری لفظی میان این دو رخ میدهد، اما پس از آن با هم صلح میکنند. آنها در کشور ترکیه سوار بر بالن میشوند. مسئول هدایت بالن بر اثر مصرف مشروبات الکلی سکته کرده و منجر به مرگش میشود. سپس بالن آنها را به سمت سوریه و جبههٔ داعش میبرد. خانوادهٔ نقی با داعشی پیشین به نام الیزابت آشنا میشوند و از طریق وی میفهمند که در سوریه هستند. سپس برای نجات خود به سمت لاذقیه میروند. آنها به شهر لاذقیه میرسند و به کارخانهٔ متروکهای میروند. در آنجا با عدهای داعشی روبرو میشوند و خانوادهٔ نقی توسط این افراد گروگان گرفته میشوند اما سرانجام توسط نقی نجات پیدا میکنند. آنها پس از نبرد با عدهای داعشی دیگر درگیر میشوند و پس از کشتن آنها به کمک ارتش سوریه سوار هلیکوپتر میشوند و نجات پیدا میکنند.
داستان این سریال در یک اداره پلیس آگاهی میگذرد و قصه اصلی پیرامون چهار پلیس است که فرهاد قائمیان، برزو ارجمند، امیررضا دلاوری و رضا کریمی آن را بازی میکنند و به فواصل در عملیاتهایی که در سطح شهر برپا میشود حضور دارند. لوکیشن اصلی این سریال در سرای محلهای در غرب تهران است که توسط گروه دکور و صحنه به اداره پلیس آگاهی تبدیل شدهاست. گشت پلیس صحنههای اکشن زیادی دارد و پیچیدگی قصه در آن وجود دارد. در این سریال به چند مسئله روز از جمله ماده مخدر گل پرداخته میشود. قائمیان رئیس این تیم سه نفره و پلیسی مقتدر، با تجربه، باهوش و تواناست. امیر دلاوری نقش خوبی را بازی میکند و شخصیت خاصی دارد؛ او سعی میکند از اسلحه استفاده نکند و با حرکت فیزیکی کار خود را پیش ببرد. سومین نفر پلیس تازهوارد و کم تجربه ای است که تجربههایی را در این گروه به دست میآورد که برزو ارجمند نقش آن را بازی میکند.