فیگور (کوتاه) 1404
دیو فضایی برای پیدا کردن عشق زمینی به ایران میآید و از زمان ساسانیان به دنبال زن میگردد، اما هیچ زنی وقتی با واقعیت او روبهرو میشود حاضر نیست با او ازدواج کند. قیف نام این شخصیت فضایی است که مخفف شده یک نام بلند عجیب است. او به دنبال عشق قدیمیاش ملوک میگردد که در روز عروسی در ۴۵ سال پیش بدون خبر مراسم عروسیاش با او را ترک کرده. عشق قدیمی او حالا زنی سالمند است، اما تصمیم میگیرد برای رفع مشکل قیف همراه با دوستانش به او کمک کنند.
دکتر تدین، برادر یکی از فرماندهان جنگ است که سالهاست مفقودالاثر بوده و از آنجا که پشت سر این فرمانده حرف و حدیثهای زیادی وجود دارد، دکتر نام فامیلی خود را تغییر داده است. تدین که دکترای ژنتیک دارد در آستانه مهاجرت باخبر میشود که انگشتری متعلق به برادرش توسط کمیته مفقودین پیدا شده و او به خاطر این که هویت خانوادگی خود را بفهمد از مهاجرت صرف نظر کرده و پیگیر انگشتر میشود...
تارا در آستانه گرفتن تصمیمی است که همسرش بهرام از آن بی خبر است؛ تصمیمی که قرار است مسیر زندگی این زوج را دستخوش تغییراتی کند و همین دستمایهای میشود تا فیلم داستان گذشته، حال و آیندهی رابطهی تارا و بهرام را روایت کند؛ گذشته، حال و آیندهای که چون رویایی در هم تنیدهاند.