برچسب آذر فرامرزی

اسرار پدری 1388

داستان این فیلم درباره سامان توفیقی روانشناس مشهور کودک است که به طور اتفاقی با مهشید هم دانشگاهی‌اش آشنا شده و قصد ازدواج با او را دارد اما مهشید فرد دیگری را به همسری انتخاب می‌کند. سامان وقتی متوجه می‌شود مهشید از همسرش جدا شده، بار دیگر به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد اما شرط مهشید برای پذیرش پیشنهاد سامان این است که او با پسر ده ساله اش پویا کنار بیاید.

به رنگ باران 1389

عزیزاله طلبه جوانی که بعداز ملبس شدن به لباس روحانیت راهی روستای خود برای انجام پاره ای کارهای شخصی می شود اما در بدو ورود شرایط خاصی برایش اتفاق می افتد که از ان جمله زمین پدری اش است که توسط پسر عمویش حشمت اشغال شده است. عزیزاله به دنبال زمین پدری و گرفتن حق خود از حشمت بدون توجه به شرایط جدید زندگی اش وارد معدن زغال سنگ حشمت شده تا او را بیابد اما در این میان معدن ریزش کرده و طلبه جوان و...

آتش زیر خاکستر 1388

داستان فیلم درباره پسری به نام"مجید" است که پدرش را از دست داده و مادرش را نیز در جریان مبارزات قبل از انقلاب از دست می دهد. "مجید" که دانش آموخته رشته پزشکی است گمان می کند که مادرش شهید شده و به همین دلیل عازم جبهه جنگ شده و ...

برخورد خیلی نزدیک 1387

تصادفي در بزرگراه اتفاق مي افتد كه راننده هر دو اتومبيل، زن هستند. راننده اتومبيل عقبي به علت مصدوميت شديد به كما مي رود. طي بررسي هايي، افسر رسيدگي كننده به پرونده به ماهيت و نحوه تصادف شك مي كند.

سیزده 59 1389

سیزده 59 روایت رزمنده‌ای به نام جلال (پرویز پرستویی) است که سال 59 در جنگ مجروح می‌شود و به کما می‌رود. سی سال بعد، در حالیکه هیچ‌کس امیدی به بیدار شدن سید جلال و بهبود او ندارد، ناگهان سید جلال چشم‌هایش را باز می‌کند و وارد دنیای جدیدی می‌شود. در ابتدا با توصیه پزشک، خانواده و دوستان جلال سعی می‌کنند در بیمارستان فضایی مشابه سال 59 بیافرینند تا از رویارویی جلال با حقیقت سی سال ازدست‌رفته زندگی‌اش جلوگیری کنند. اما وقتی جلال در قاشق تصویر درهم‌شکسته صورت خود را می‌بیند، از بیمارستان فرار می‌کند. سید جلال، درست از میانه جنگ به سی سال بعد پرتاب‌شده است و در خیابان‌ها و بزرگراه‌های تهران مدرن به دنبال ردی از گذشته سرگردان می‌شود.

بعد از ظهر سگی سگی 1388

جواني فارغ‌التحصيل رشته مهندسي مکانيک است که در صنعت خودروسازي طرح‌هاي مختلف ارائه کرده، اما کسي به او بها نمي‌دهد. او براي اينکه حرف خود را به گوش مسئولان برساند، بازي خطرناکي را آغاز مي‌کند که منجر به گروگانگيري مي شود.

شیر تو شیر 1390

فضلي همسرش را هنگام زايمان فرزندش از دست مي دهد و اورا با فرزندشان تنها مي گذارد. فضلي درگير بزرگ کردن اميرعلي و گرفتن شير از زنان شيرده روستا براي زمان گرسنگي اميرعلي است. امير بزرگ مي شود، به مدرسه مي رود و در ادامه تمام ماجراهايي که براي فضلي و اميرعلي با زنان و مردم روستا پيش مي آيد....