الآن چه وقتِ رفتن بود غلامرضای مادر؟
در «اجارهنشینها»، روایت شهری بودی با ساختار معیوب. در «مادر»، مهربانی و معصومیتی را زنده کردی که عقل حسابگر را کنار میزد. در «آدمبرفی»، از تنهایی، هویت و مهاجرت گفتی. حتی وقتی مردم را میخنداندی، اندوه و جدیتی در نگاهت بود که راز ماندگاریِ نقشهایت شد
