پریا (کوتاه) 1403
داستان فیلم «علفزار» داستان یک روز بازپرس شعبه چهارم دادگاه کیفری است، فردی جوان و جدی که درگیر پرونده ای است. محسن ده سال پیش به همراه فریبا معتاد بوده ولی به کمک خانواده اش ترک کرده و چند سالی است زندگی جدیدی را تشکیل داده و ازدواج کرده ولی بعد از ده سال فریبا پیدایش شده، فریبا در همه این سال ها معتاد بوده و خانوادهاش او را ترک کردهاند و …
اپیزود اول از این مجموعه داستان زندگی نانوایی را روایت میکند که بعد از مدتی نانوایی را میخرد، اما به تدریج برکت از این نانوایی میرود و مردم کمتر به آنجا مراجعه میکنند. در جریان همین داستان مشخص میشود که علت این ورشکستگی نانوایی، پول حرام و در واقع حق بچه یتیم هست که بابت خرید مکان نانوایی پرداخت شده است.
اپیزود دوم این سریال هم درباره قضاوت و عدالت در هر شرایطی است.
اپیزود سوم این مجموعه نیز بر مفهوم خیرخواهی و نیکوکاری و بازگشت عمل خیر به هرکس اشاره میکند و سعی شده تا این مضمون در لایههای داستان به مخاطب القاء شود.
اپیزود چهارم، داستان مردخیری است که صاحب یک پرورشگاه است و در سردخانه بیمارستان به زندگی برمی گردد و پس از آن به تدریج پی به ماجرای مرگ خود میبرد .
اپیزود پنجم هم داستان زنی را رویات میکند که صاحب فرزند نمیشود و از طرفی دچار سوتفاهماتی با همسر خود است.
اپیزود ششم این مجموعه نمایشی به تعهد اخلاقی و رابطههای کاری در عین روایت یک قصه ملودرام مربوط است.
ستاره زنی است که دستی در کار خیر دارد؛ هما یکی از دختران کانون اصلاح و تربیت است که به همت ستاره از زندان آزاد می شود. رها(شیطان خواب) در ذهن هما نفوذ کرده و او را وارد زندگی شخصی ستاره می کند و...
نادر عابدی استاد دانشگاه و بازنشسته وزارت اطلاعات است که نگاهش به پدیدههای اجتماعی نگاه پژوهشی و علت و معلولی است به همین خاطر دوباره به محل کار خود بازمیگردد و بررسی پروندههایی را میپذیرد در این میان تیمی که وی را در این مأموریتها همراهی میکند، دانشجوهای خودش هستند و نگاه موشکافانهای به پروندهها دارد.
او به همراه تیم خود موضوع گروهها و حلقههای شبه عرفانی جدید را انتخاب کرده و سعی به بررسی همه جانبه این موضوع و علل گرایش افراد به این گروهها را دارند. آنها یکی از اعضای گروه به نام وحید(علیرام نورایی) را به شکل نفوذی وارد حلفه میکنند تا به اسرار داخلی این گروه پی ببرند. سریال سرنوشت چند نفر از فریب خوردهها را پیگیری میکند و ...
حامد و هما جستجویی عاشقانه را آغاز میکنند اما…
موضوع و داستان این مجموعه حور و محور فردی به نام امیرعلی صدرا (روزبه حصاری) است که به مدیریت دبیرستانی گماشته میشود که همه آن را تبعیدگاه مینامند.
او که به علت فوت همسرش (نیکی مظفری) در شرایط روحی نامناسبی به سر میبرد خیلی زود درمییابد که برای جلوگیری از تعطیلی مدرسه نیازمند ایجاد اعتماد، وفاق و همدلی میان دانش آموزان، همکاران و اهالی محل است.
کاری که در ابتدا غیرممکن به نظر میرسد ولی با تلاش او و مسئولیت پذیری همگانی به بازماندن درهای مدرسه میانجامد.
این سریال درباره دانش آموزان بوده و دارای قصهای دنبالهدار است که در هر قسمت به طور ویژه داستان زندگی یکی از دانش آموزان نیز تعریف میشود.