هندوانه خنکی که شیرینترین خاطره من از جنگ شد
فروشنده هندوانهای که داخل تشت آب گذاشته بود را برای ما برید. در آن گرمای شدید آبادان، این هندوانه خنک واقعاً چسبید. فروشنده گفت: من از رزمندهها پول نمیگیرم. بهترین هندوانه را هم به آنها میدهم. خاطره آن روز همیشه در ذهنم میماند. مثل شیرینی و خنکی آن هندوانه که هنوز زیر زبانم حسش میکنم
