به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حمید حائری، کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه تهراندر روزهای اخیر، ترامپ از هدیهای سخن گفت؛ هدیهای از سمت ایرانیها! اگرچه جستجوی صدق و کذب یا مصداقها در چنین سالاد کلماتی اساساً خطاست، اما بد نیست چندی در باب ریشه روانشناختی این توهم آرزومندانه و فراتر از آن، منطق استکباری آن کندوکاوی داشته باشیم.
در دل نظام سلطه، همواره یک تعارض بنیادین در نسبت با «دیگری» وجود دارد؛ دیگری مستقلی که با حضورش، خلأ نهفته در تصویر آرمانی نظام استکبار را عریان میکند؛ و این تعارض به «نادیدهانگاری دیگری» میانجامد: تحقیر، تحریم، تهاجم و نهایتاً تصرف!
به تعبیر دیگر نظام معنایی یک موجودیت استکباری، با یک شکاف عمیق در درون خود دست و پنجه نرم میکند؛ روایتی از قدرت که مطلقاً درونی میماند و روایتی از ضعف که به دیگریها فرافکنی میشود: «رژیم تروریستی آخوندها»! از قضا، این شکاف برایش نامرئی میماند، تا هنگامیکه هویت مستقل دیگری در مقابلش «مقاومت» کند؛ در این لحظه با شدتی سخت، اما به روشی نرم، سعی میکند او را هضم دستگاه خود کرده و در مدار استضعاف نگه دارد.
ترامپ تجلی تامی است از این نظام معنایی. در ه شکل هولناکی دارد با سویههای تاریک واقعیت مواجه میشود و حداقل در خیال خودش مجبور به تقسیم قدرت شده است: «من و آیتالله بر تنگه هرمز نظارت داریم». سالاد کلمات ترامپ، دال بر گسست در انسجام روانی اوست و تلاش کوری برای بازگشت خیال همهتوانی سابق. اما حالا «دیگری مقاوم» واقعیتر از همیشه در مقابل اوست و با هیچ مداخلهای به انقیاد منطق استکباری درنیامد. این سیلی واقعیت است، هرچند مستکبر با انکار آرزومندانه بخواهد آن را با فراواقعیت رنگآمیزی کند و به هجوگویی بیفتد: «نظام آنها کاملاً عوض شده است».
*انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*
*حمید حائری، دانشجوی کارشناس ارشد روانشناسی بالینی دانشگاه تهران
منبع :خبرگزاری دانشجو
