به گزارش گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو، حسین مهدیتبار، کارشناس ارشد روابط بینالملل دانشگاه تهران،بیست روز از تجاوز نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به ایران میگذرد. این بازه زمانی، بستر تحقق عملی نظریه بازدارندگی مثلثی را فراهم آورد؛ مفهومی که پیشتر صرفاً در حوزۀ نظری مطرح بود. ایران با درک شکاف توان نظامی خود با قدرتی فرامنطقهای، یعنی ایالات متحده، راهبرد تقابل نامتقارن را در پیش گرفت و بهجای درگیری مستقیم، منافع این قدرت را در سطح منطقه و در کشورهای دیگر هدف قرار داد.
طی این مدت، دستکم ده دولت منطقهای در معرض حملات ایران قرار گرفتند که کمترین اثر آن، افزایش قیمت نفت به بیشتر از صد و ده دلار بود. پرسش اساسی آن است که پیامدهای مهمتر این راهبرد چه بوده است؟
علیرغم ادعاهای مکرر مقامات آمریکایی، تحولات بیستروزۀ اخیر نشاندهندۀ تداوم توان آفندی ایران است. از پنجم مارس تاکنون، متوسط شلیکهای روزانه ایران بالای یکصد مورد شامل میانگین سی موشک بالستیک بوده که بیانگر حفظ ظرفیت عملیاتی کشور است. در مقابل، افزایش چشمگیر نرخ اصابت حملات ایران به اهداف خود در خاک کشورهای عضو شورای همکاری خلیجفارس و نیز اسرائیل، حاکی از آغاز مرحلۀ جیرهبندی سامانههای پد. سناریوی مطلوب و محتمل در این حوزه، پذیرش حق صادرات نفت ایران با امکان افزایش مقطعی ظرفیت از سوی آمریکاست. تداوم یا لغو تحریمهای آمریکا مسئلۀ اصلی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، امکان فروش نفت ایران به چین در هر میزان مطلوب و عدم اختلال آمریکا در مسیر صادرات ایران است، حتی اگر دریافت وجوه حاصل از صادرات همچنان با مشکلاتی مواجه باشد.
جمعبندی
مختصات ارائهشده تصویرگر رژیم امنیتی مطلوب و محتملی است که «میتواند» در صورت «تداوم وضع فعلی آفند ایران» به طرف مقابل تحمیل شود. هرچند وقایعی نظیر ترورهای هدفمند در ایران، احتمال تحقق این سناریوها را کاهش داده است، اما این طرحها همچنان در دسترس باقی میمانند؛ مشروط بر تحقق آنچه در گیومه ذکر شد.
*حسین مهدیتبار، کارشناس ارشد روابط بینالملل دانشگاه تهران
*انتشار یادداشتها به معنای تأیید تمامی محتوای آن توسط «خبرگزاری دانشجو» نیست و صرفاً منعکس کننده نظرات گروهها و فعالین دانشجویی است*
منبع :خبرگزاری دانشجو
