دسته دین ، حوزه و اندیشه

«وهب بن عبدالله بن عمیر» دلاوری که 31 نفر از سپاه ابن سعد را به هلاکت رساند/ وهب با دو دست قطع شده به شهادت رسید

همسر او چون كلام مادر شوهر خود را بشنيد به وهب گفت: «تو را به خدا سوگند مرا بي‌شوهر مكن و مپسند كه بر مصيبت تو گرفتار آيم» مادر گفت: «اي عزيزم! سخن همسرت را دور انداز و به ميدان برو و در ياري امام حسين عليه‌السلام تا مرز شهادت بشتاب تا در روز رستاخيز به شفاعت جدش نائل شوي».

«حبيب ابن مظاهر اسدي» فرمانده جناح چپ سپاه سیدالشهدا(ع)/ ماجرای بیان نحوه شهادت حبیب از زبان میثم تمار/ نطق توفانی حبیب در شب عاشورا

حبيب از خداوند بر آنان طلب خير كرد و گفت همراه من بياييد تا كه نزد زن‌هاي حرم رويم و خاطرشان را آسوده سازيم. او خود به راه افتاد و ياران، او را همراهي كردند. حبيب به نزديك حرم اهل بيت رسيده و فرياد زد: «اي حريم رسول خدا! اين شمشيرهاي جوانان و جوانمردان شماست كه به غلاف نخواهد رفت تا اين كه گردن بدخواه شما را بزند. اين نيزه‌هاي پسران شماست، سوگند ياد كرده‌اند كه تنها بر سينه جدا شده از دعوتتان فروروند»،

«حر بن رياحي تميمي» آزادمردی که برای دستگیری امام آمده بود اما در رکاب او به شهادت رسید/ جمله امام حسین که در وجود حر انقلاب به‌پا کرد چه بود

اسبان با شتاب به ما نزديك شدند. آنها هم به سوي چپ متمايل شدند. ما زودتر از آنها به ذوحسم رسيده بوديم و خيمه‌گاه امام برافراشته شده بود. آن گروه سررسيدند؛ او حر بود، با هزار سپاه كه در گرماي آن روز رو به روي حسين عليه‌السلام قرار مي‌گرفت. حسين عليه‌السلام و يارانش همگي شمشيرهاي آويخته داشتند

حــــــی عــــلی العـــزا فــی مـــاتم الحســــــــــین علیه‌السلام

ما از اين اجتماعات استفاده مى‏کنيم. ما از آن «اللَّه اکبر» ها، ملت ما از آن «اللَّه اکبر» ها استفاده کرد. آن «اللَّه اکبر» ها را بايد حفظ بکنيم. اين مظاهر و شعائر و امورى که در اسلام در آن سفارش شده بايد فکر کنيد که اينها يک مساله سطحى نبوده است که مى‏خواستند جمع بشوند و گريه کنند، خير. ما ملت گريه سياسى هستيم، ما ملتى هستيم که با همين اشکها سيل جريان می‌‏دهيم و خرد مى‏کنيم سدهايى را که در مقابل اسلام ايستاده است.

«سعید بن عبدالله حنفی» سپر امام در نماز جماعت ظهر عاشورا/ خطابه آتشین سعید در شب عاشورا/ آخرین جمله سعید به امام در هنگام شهادت: آیا به عهد خود وفا کردم

به خدا سوگند، شما را رها نخواهيم كرد، تا كه خداوند بداند كه در دوران غيبت رسول او صلوات الله عليه در حفظ و حراست شما كوشا بوده‌ايم، آگاه باش اي عزيز! به خدا سوگند اگر بدانم كه در ركاب شما كشته مي‌شوم، سپس زنده شده بار دگر مي‌سوزم و زنده مي‌شوم و تا هفتاد بار ديگر كشته و زنده مي‌شوم، از تو جدا نخواهم شد، تا اين خونم را نثارت كنم، و چرا اين گونه نكنم در حالي كه كشته شدن را يك بار بيش نيست و پس از آن كرامت و بزرگواري به گونه‌اي است كه نهايت ندارد.

«ابوثمامه عمرو الصاعدی» از تابعین و سلحشوران کوفه که توسط پسرعموی خود به شهادت رسید/ توجه ابوثمامه به نماز جماعت ظهر عاشورا و دعای امام در حق وی

نماز تمام شده بود و ابوثمامه با امام نماز گزارده بود. او كه به امام حسين عليه‌السلام عرض كرد: «اي اباعبدالله! من عجله دارم تا كه به دوستانم ملحق شوم. برايم ناخوشايند است كه بمانم و شما را تنها ببينم در حالي كه ياران شما كشته شده باشند» امام حسين عليه‌السلام به او فرمود: «تقدم، فانا لاحقون بك عن ساعة؛ پيش رو كه ما به زودي به شما ملحق خواهيم شد».

بـــار بــگشــــاییـــد ایـــــــنجــــــــا ســـرزمیــن کربـــــــــــــــلاســت

ما باید بفهمیم چه بلایی بر سر آن جامعه آمد که حسین بن علی علیه‌‌‌السّلام، آقازاده‌‌‌ی اول دنیای اسلام و پسر خلیفه‌‌‌ی مسلمین، پسر علی بن ابی طالب علیه الصّلاة و السّلام، در همان شهری که پدر بزرگوارش بر مسند خلافت می‌‌‌نشست، سر بریده‌‌‌اش گردانده شد و آب از آب تکان نخورد! از همان شهر آدم‌‌‌هایی به کربلا آمدند، او و اصحاب او را با لب تشنه به شهادت رسانند و حرم امیرالمؤمنین علیه‌‌‌السّلام را به اسارت گرفتند!