یک رویاروییِ رؤیایی!
بعد از «خانه» با همه جزئیاتی که در خود دارد (اتاقها، نشیمن، سالن پذیرایی، حیاط و…)، «شهر» دومین اقامتگاه ما آدمهای شهرنشین است.
بعد از «خانه» با همه جزئیاتی که در خود دارد (اتاقها، نشیمن، سالن پذیرایی، حیاط و…)، «شهر» دومین اقامتگاه ما آدمهای شهرنشین است.
اجرای برنامههای توسعه و رسیدن به اهداف آن، طی دهههای اخیر جزو راهبردهای بسیاری از کشورهای توسعهیافته شده و کشورهای در حال توسعه یا جهان سوم نیز به تقلید از این کشورها، این برنامهها را جزو راهبردهای اصلی میان مدت و بلندمدت خودشان قرار دادند.
خیابان میرفندرسکی، یکی از خیابانهای قدیمی اصفهان محسوب میشود. نه به قدمت خیابانهای تاریخی، ولی لااقل به قدمت کارخانه بافناز که در سال 1329 در نبش این خیابان و چهارباغبالا بنا شد.
چه میشود که یک خیابان میتواند مفاهیمی مانند یک تصویر، یک خاطره، یک عطر یا حتی یک صدا را در ذهن ما زنده کند و میان واقعیت عینی خود با این مفاهیم پیوندی ناگسستنی ایجاد کند؟
جایگاه خیابان تا آنجا در ساختارهای شهری اهمیت دارد که قادر است نقشی اثرگذار در شکلدهی به خاطرات جمعی شهروندان ایفا کند و در ذهن مردم، نام خود را به نام یک شهر گره بزند؛ تا آنجا که به گفته «جین جیکوبز» روزنامهنگار، نویسنده و کنشگر حوزه مطالعات شهری، «فکر کردن به شهر یعنی به تصویر درآوردن خیابانهای آن».
سنگفرشهای پایین عالیقاپو متعلق به دهه 50 است. بالای این سنگفرشها ناودانهای عالیقاپو قرار دارد که بر اثر بارندگی، آب باران روی سنگفرشها میریزد. ترشحات آب بهخصوص اگر همراه با وزش باد باشد، به دیواره عالیقاپو میخورد و دیوار آجری عالیقاپو، آب را درونش کشیده و رطوبتش بیشتر و بیشتر میشود.
برنامه اول توسعه در فضای پس از جنگ و لزوم بازسازی دفاعی و اقتصادی کشور و همچنین تأمین نیازهای اساسی جامعه نوشته شد؛ بنابراین متأثر از اندیشه و فکر سازندگی کشور در ابعاد مختلف بود.
اگر از شما بپرسند شهری که در آن زندگی میکنید «چه رنگی است؟»، چه میگویید؟! اصلا همین اصفهان خودمان. تابهحال فکر کردهاید اصفهان چه رنگی است؟ یا مثلا دقت کردهاید که وقتی به اصفهان فکر میکنید، تصوری که از آن در ذهنتان شکل میگیرد، چه رنگی دارد؟