دسته فرهنگ و ادب

نوستالژی‌ نجواهای قدسی/ از ربنای شجریان تا سنت مناجات‌خوانی ایران

«ربنا» تنها یک صوت نیست، بلکه «حس هیجانی» است که با خاطرات جمعی یک ملت گره خورده و طعم افطارهای کودکی، بوی نان تازه و جمع شدن خانواده، همه در طنین ربنای شجریان یا اذان مؤذن‌زاده نهفته است.

ماجرای تمجید آیت الله جوادی آملی از فردوسی؛ «مرز پرگهر» یا شعار «یاحسین»؟

اظهارات بازنشر شده آیت الله العظمی جوادی آملی درباره فردوسی و نیاز کشور به هنر حماسی -به جای گریه صرف در مداحی‌ها و ... -، متعلق به چندین سال پیش است و این روز‌ها بار دیگر در برخی از شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شود.

همه چیز نابود شد؛ هم «کیک»، هم «محبوب»، هم «من» / نقدی بر خبرسازترین فیلم این روزها

«کیک محبوب من» چگونه فیلمی است؟ حرف حسابش چیست؟ به عنوان یک اثر سینمایی چه سایز و اندازه ای دارد؟ چرا در جایی نمره صددرصدی می گیرد و در جایی به خاطر نبود عمق، اصلا قابل نقد نمی دانند؟

زندگی همواره قوی‌تر از جنگ است/ دیالکتیکِ مقاومت و شکنندگی

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین به نقل از خانه هنرمندان ایران، کیمیا نوریان با اشاره به نمادپردازی کاکتوس در آثارش گفت: وقتی روی نماد کاکتوس کار می‌کردم، ذهنم خیلی درگیر طبیعت نبود؛ بلکه درگیر خودِ ماهیت انسان بود؛ به‌ویژه با توجه به شرایطی که ما هم داشتیم و حالتی شبیه به زیست در بحران بود. کاکتوس به نظر من می‌توانست همان انسانی باشد که دارد نهایت مقاومت را به خرج می‌دهد و سعی می‌کند در هر شرایطی سبز و زنده بماند. به همین خاطر، فضاهای طبیعی را کار کردم اما کاکتوس را بسیار بزرگ‌تر و متفاوت‌تر از چیزی که در طبیعت وجود دارد کشیدم؛ نوعی پرسپکتیوِ مقامی به آن دادم تا وجهه مقاومت در آن جلوه بیشتری پیدا کند و در نهایت، فضایی سورئال شکل بگیرد.

نوریان در ادامه با اشاره به ایده اولیه مجموعه و اضافه شدن المان تخم‌مرغ بیان کرد: ایده اولیه من همین بود، اما هرچه مجموعه را جلوتر بردم، حس کردم در کنار این مقاومتِ کاکتوس، به المان دیگری نیاز دارم که نشان‌دهنده شکنندگی باشد؛ همان وضعیتی که زندگی ما همیشه دارد. ما انسان‌ها انگار همیشه روی یک مرز هستیم؛ نمی‌دانیم ثانیه بعد چه اتفاقی می‌افتد و فقط با یک امید ادامه می‌دهیم، در حالی که از قدم بعد خبر نداریم. من آن لب مرز بودن را با المان تخم‌مرغ نشان دادم، چون در عین ضعیف و شکننده بودن، نماد حیات و تولد است. به همین دلیل این دو را کنار هم گذاشتم و در تابلوی آخر، آن‌ها را ترکیب کردم.

این نقاش درباره اثر آخر و هم‌نشینیِ مقاومت و شکنندگی افزود: در اثر آخر، فشار کاکتوس در کنار تخم‌مرغ، نشان‌دهنده همان مفهوم «آخرین لحظه» است. این اثر القاکننده حسی است که مخاطب انتظار دارد هر لحظه آن شکنندگی اتفاق بیفتد و تخم‌مرغ بشکند، اما نمی‌شکند. پس می‌توان گفت اگر تا آخرین لحظه مقاومت کنیم، در کنارش حیاتی به وجود می‌آید. البته نگاه امیدوارانه این است؛ اما همیشه هم نمی‌شود خوش‌بین بود. آن آخرین لحظه که انسان همیشه درگیرش است، مشخص نیست که به امیدِ معجزه‌آسا ختم می‌شود یا به یک فاجعه.

او درباره چالش تعادل بصری در آثارش توضیح داد: تعادل در کارهای من از نظر ترکیب‌بندی ایجاد شده است. برای هرکدام از این کارها اتودهای مختلفی زده شد تا در نهایت طرحی انتخاب شود که در آن، چشم بیننده اذیت نشود. تصمیم من این بود که در عین اغراقِ بیش از حد در ابعاد کاکتوس و فضای سورئالِ کار، تعادل میان اجزا به درستی حفظ شود.

این هنرمند در پاسخ به این پرسش که به تصویر کشیدن شهرهای مخروبه و ویرانی اغلب در شاخه هنر پساجنگ و مستندنگاری‌های بحران تعریف می‌شود. اما حضور المان سورئالِ کاکتوس این فضا را از واقع‌گراییِ صرف جدا می‌کند، ارتباط این آثار با جنگ چیست، توضیح داد: جالب است بدانید که من این مجموعه را حتی پیش از درگیری‌های اخیر ایران حتی جنگ ۱۲ روزه شروع کرده بودم؛ طرح‌ها متاثر از جنگ‌هایی بود که در دنیا جریان داشت؛ به ویژه جنگ غزه که آن زمان در جریان بود. نگاه من به این کاکتوس‌ها، نمادی از این بود که زندگی از هر چیز دیگری قوی‌تر است. هر چقدر هم که جنگ و بحران‌های وحشتناک، غیرقابل تصور و سنگین باشند، بالاخره روزی تمام می‌شوند و این زندگی است که دوباره جریان پیدا می‌کند و ادامه می‌یابد.

نوریان در پاسخ به این پرسش که چرا سراغ نمایش مستقیم فیگور انسانی نرفته توضیح داد: در واقع، این نمادهای کاکتوس و تخم‌مرغ‌ همان انسان هستند که حالا به این شکل تصویر شده‌اند. وقتی این مجموعه را شروع کردم، دغدغه‌ام این بود که ما انسان‌ها، نه فقط در منطقه جغرافیایی خودمان، بلکه مردم جهان، انگار همگی در یک وضعیتِ بحرانی زندگی می‌کنیم. اینکه چطور توانستیم خودمان را با این بحران‌ها تطبیق دهیم و با این حال امیدوار بمانیم، دغدغه اصلی من بود. من می‌خواستم نشان دهم که چگونه علی‌رغم تمامِ آن فشارها، هنوز زنده‌ایم، امیدواریم و ادامه می‌دهیم. در واقع این فضا، بستری برای خوداندیشیِ مخاطب فراهم می‌کند.