پ نه پ های جدید و خنده دار (2)
تو بانک واسه یه پیرزنه داشتم فیش پر میکردم ازش میپرسم شماره تلفن
می گه می خای تو فیش بنویسی
پـَـ نه پـَــ می خوام باهات شبا با هم تلفنی صحبت داشته باشم
تو بانک واسه یه پیرزنه داشتم فیش پر میکردم ازش میپرسم شماره تلفن
می گه می خای تو فیش بنویسی
پـَـ نه پـَــ می خوام باهات شبا با هم تلفنی صحبت داشته باشم
اون منم که عاشقونه شعر چشماتو می گفتم
هنوزم خیس می شه چشمام وقتی یاد تو می افتم
هنوزم میای تو خوابم تو شبای پر ستاره
هنوزم می گم خدایا کاشکی برگرده دوباره
من هر موقع تو تاکسی تنها باشم
جوری ملت رو نگاه میکنم که فک کنن دربست گرفتم !
آن شیر دلاور که زبهر طمع نفس / در خوان جهان پنجه نیالود، علی بود
شاهی که وصی بود و ولی بود، علی بود / سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
دختره متولد ۸۲ نوشته :
“از تنها بودنم راضی نیستم اما خوشحالم که با خیلی ها نیستم …”
اونوقت ما تا ۱۰سالگی برا هلیکوپتر بای بای میکردیم که چراغ بزنه واسمون !
یکی از اولین حیرتهای فلسفیم وقتی بود که
فهمیدم علت این که میگن “بادمجون بم آفت نداره” اینه که بم اصن بادمجون نداره
دنبــــــــــــالِ شاعــــــــــر شعـــــــــــــرهای من نگـــرد
تمــــــــام حرف هایــــــــم رو نوشتِ توســــــت…!
.
.
.
.