میخواهی عطای کار را به لقایش ببخشی. به مدیران پیشنهاد میکنی چندرغاز پیش قسطی که دو سال پیش برای شروع کار گرفتهای را با تمام بهرههایش بازپس دهی تا دست از سر فیلمنامهات بردارند. اما گویا لقمهی چرب و نرمی گیر آوردهاند و حسابی هم دندانشان را تیز کرده اند. نام سریالت را به «شرم» تغییر میدهند و تولید را شروع میکنند. هشت ماه در بیخبری مطلق به سر میبری؛ حتی نه یک پیامک ساده از میان چهل پنجاه نفر عواملی که به به و چه چهشان برای فیلمنامه مدام به گوشت میرسد! شاید هم فکر میکنند بهتر است سر راه مالباخته آفتابی نشویم! ای کاش از نامی که بر سریالشان گذاشتهاند، ذرهای در وجودشان یافت میشد.