دسته سینما و تلوزیون

نگاهی به موسیقی فیلم «استخر»/ ناظرِ آرام صحنه‌ها

«استخر» را می‌توان روایتی از آدم‌هایی دانست که در میان روزمرگی، تنهایی و روابط نه‌چندان ساده‌ی انسانی، هر کدام به شکلی در جست‌وجوی راهی برای ارتباط با دیگری‌اند. جهان سروش صحت، مثل همیشه، میان موقعیت‌های به ظاهر ساده و لحظاتی که آرام‌آرام رنگی از تلخی و تأمل پیدا می‌کنند، حرکت می‌کند و همین ترکیب، نوعی موسیقی می‌طلبد که بیش از آنکه بخواهد احساسات را توضیح دهد، با فضای فیلم همراه شود.

یادداشتی بر بیضایی‌خوانی؛ تاریخ فقط با نام‌های تازه تکرار می‌شود

بیضایی خوانی، از جمله رویدادهای قابل اهمیت این روزهای اخیر محسوب می شود. اگر اجرای صحنه ای این نمایش ها، همراه با گرفتاری های بزرگ از مجوز تا تامین بودجه و موارد دیگر است؛ در عوض، خوانش نمایشنامه های این استاد مسلم هنر نمایش، آسان تر شدن دسترسی به متون فاخر و یک تجربه جمعی دلنشین برای علاقمندان جدی حوزه تئاتر است، که مخاطب قرار گرفتن در اشکال مختلف، برایشان تجربه ای لذت بخش است. از سوی دیگر، نمایشنامه خوانی غروب در دیاری غریب توسط چند نوجوان، بارقه های نورانی و امید ژرفی است که معنایش پیوند نسل جوان با ادبیات نمایشی و آنهم متون بی بدیل استاد بهرام بیضایی است.

نگاهی به زنانِ «پاتر پانچالی»/ سه برش از یک زندگی

«پاتر پانچالی» روایت خانواده‌ای فقیر از روستایی در بنگال است. خانواده‌ای که در میان فقر و بیماری و مرگ با امید، روزهایشان را به سختی سپری می‌کنند. اما چیزی که بعد از تماشای این فیلم درام از کارگردان صاحب سبک هندی، بیشتر از همه در ذهن ماند، نه مرگ بود، نه فقر و نه حتی مهاجرت خانواده؛ تنها زنانی ماندند که در تمام این جهان در هر سنی که بودند به هر نحوی که شده، زندگی را به دوش کشیدند. دورگا، ساربوجایا و ایندیر هر کدام به شکلی متفاوت با زیست در جهان روبرو می‌شوند. یکی هنوز در حال کشف زندگی است، دیگری تلاش می‌کند زندگی را سرپا نگه‌دارد و آن دیگری به اجبار از زندگی حذف می‌شود. این سه زن از سه نسل، من را بر آن داشتند که فیلم را دوباره و البته این‌بار از دریچه‌ی زیست زنانه تماشا کنم. زن بودن در «پاتر پانچالی» بیشتر از آنکه یک جنس مکمل باشد، نوعی آموختن زودهنگام رنج است.

یادداشتی بر «اژدهاک»؛ نفرین به راه‌های رفته بیهوده!

در ادامه ی سلسله برنامه های نمایشنامه خوانی آثار بهرام بیضایی با عنوان «بیضایی خوانی»، کیوان کثیریان، در جایگاه کارگردان و هماهنگ کننده ی این مجموعه برنامه ها، این بار به سراغ نمایشنامه ی “اژدهاک” رفته است؛ نمایشی که بهرام بیضایی آن را در فاصله ی سال های ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۰، در سن ۲۳ ـ ۲۴ سالگی خود نوشته و در دو سه دهه ی گذشته نیز شاهد برخی اجراهای صحنه یی آن بوده ایم.

تصاویر| ۸ فیلم جنگی که قهرمان داستان به پشت خطوط دشمن نفوذ می‌کند


فیلم‌های جنگی قرن بیست به طور معمول از منطقه‌ی دشمن برای به تصویر کشیدن نبردهای هیجان‌انگیز و پرتنش استفاده می‌کردند. زمانی که یک سرباز یا گروه کوچکی از سربازان ارتباط خود را با نیروی پشتیبانی از دست می‌دادند، داستان روی بقای آن‌ها تمرکز می‌کرد و تا بیننده درگیر تعلیق ناشی از خطر آن‌ها شود.